محققان دانشگاه واشنگتن موفق به دستیابی به منبع انرژی الکتریکی شدند که به معنی واقعی سبز است. این محققان با استفاده از الکترودهای مخصوصی موفق به دریافت جریان الکتریکی از درختان شدند.

 محققان دانشگاه واشینگتن با استفاده از انرژی درختان موفق به فعال سازی مدار الکتریکی شده و به معنی واقعی توانستند از انرژی سبز استفاده کنند.

واضح است که انرژی به دست آمده برای ذخیره کردن بسیار محدود است اما محققان معتقدند می توان از این انرژی کاملا سبز برای فعالسازی حسگرهای بی سیمی که برای ردیابی وضعیت زیست محیطی جنگلها کاربرد خواهند داشت و همچنین به منظور کنترل سلامت درختها استفاده کرد.

این تحقیقات پیگیری تحقیقات سال گذشته موسسه ام آی تی است که محققان آن دریافته بودند زمانی که یک الکترود بر روی گیاه قرار گرفته و سر دیگر آن داخل خاکی که گیاه را در بر گرفته قرار گیرد درختان قادر به تولید جریان الکتریکی در حدود 200 میلی ولت هستند.

محققان با اتصال میخ و ولت سنج به درختان دریافتند درخت افرا قادر به تولید چند صد میلی ولت جریان است. سپس با استفاده از مبدلی قوی ورودی جریان ضعیف را ذخیره کرده و میزان خروجی آن را افزایش دادند. این مبدل می تواند جریانی به کوچکی 20 میلی ولت را دریافت کرده و جریاتی 1.1 ولتی را ارائه دهد.

مداری که توسط محققان دانشگاه واشینگتن ارائه شده است ابعادی برابر 130 نانومتر داشته و طی فعالیتش انرژی برابر 10 نانووات مصرف می کند. تجهیزات الکترونیکی رایج معمولا با چنین جریان انرژی قادر به روشن شدن نخواهند بود به همین دلیل از این جریان کوچک انرژی می توانند انرژی مورد نیاز حسگرهای کوچک برای مطالعات زیست محیطی را تامین کنند.

بر اساس گزارش پاپ ساینس، محققان منبع اصلی انرژی که از درخت به وجود می آید را کشف نکرده اند اما اینگونه به نظر می رسد در بدن درختان سیستم فرستنده سیگنالی وجود دارد که عملکرد آن شباهت زیادی به عملکرد سیستم بدن انسان داشته و تنها از سرعت پایین تری برخوردار است. بر همین اساس محققان امیدوارند بتوانند با استفاده از این کشف جدید بتوانند به آنچه در بدن درختان در حال وقوع است پی ببرند.

منبع : www.popsci.com

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 15:6 توسط Moein |

آتش‌سوزی جنگل‌ها و بوته زارهای حومه شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا 10 هزار نفر از ساکنان این مناطق را مجبور به ترک منازل خود کرده‌است

خشکی و گرمای شدید هوا باعث شدت گرفتن این آتش‌ها شده‌است و تنها در یک روز گذشته 347 کیلومتر مربع از حومه شهر لس‌آنجلس دچار حریق شده‌است.

بیش از 12 هزار خانه و تجهیزات مخابراتی در معرض خطر این آتش‌ها هستند.

روز یک‌شنبه دو آتش نشان در حین مأموریت به علت آتش گرفتن ماشین جان باختند.

ادامه تصاویر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 1:6 توسط Moein |

بخش عمده‌اي از درختان بلوط و زالزالک وحشي استان لرستان بر اثر بي‌آبي خشک شدند.

احمد کلانتري رئيس سازمان منابع طبيعي، جنگلداري و آبخيزداري استان لرستان در گفت‌وگو با خبرنگار مهر به تأثير خشکسالي‌هاي اخير در وضع گياهان و درختان منطقه زاگرس اشاره کرد و گفت: بحث حفاظت از جنگل‌ها و مراتع از اهداف منابع طبيعي است.

وي با اشاره به وضع درختان بلوط استان گفت: با توجه به اين که گونه‌هاي درختي ريشه‌هايشان عميق است، با مشکل کم‌آبي روبرو شده‌اند.

رئيس سازمان منابع طبيعي، جنگلداري و آبخيزداري استان لرستان خاطرنشان کرد: در حال حاضر 30 درصد درختان بلوط لرستان با مشکل نبود آب روبرو هستند و اگر اين خشکسالي سال ديگر هم ادامه داشته باشد، 30 درصد پوشش گياهي منطقه زاگرس نابود مي‌شود.

کلانتري ادامه داد: هم اکنون درختان زالزالک و بلوط پهنه زاگرس خشک شده‌اند و به نوعي بيمار هستند و گياهي که آسيب ديده باشد استفاده از آن ديگر مفيد نخواهد بود.

وي با تاکيد بر اين که بزرگترين و بهترين سرمايه لرستان همين پوشش گياهي است، تصريح کرد: اگر در مناطقي که امکان بهره برداري از گونه‌اي وجود داشته باشد ما انجام کار تحقيقاتي در آنجا را مي‌پذيريم.

بيشتر جنگل‌هاي لرستان از نوع بلوط است، جنگل‌هاي بلوط منطقه زاگرس نيز با تنوع اکوسيستمي، گونه‌اي و ژنتيکي داراي اهميت ويژه‌اي از ديدگاه منطقه‌اي و جهاني هستند و توپوگرافي و شرايط اقليمي منحصر به فرد و همچنين تنوع زيستي فوق‌العاده‌اي را در اين ناحيه از ايران به وجود آوره‌اند.

در لرستان پراكنش درختان بنه و بادام و همچنين بلوط و ارس بر اساس ارتفاع از سطح دريا تغيير مي‌کند و در شرايط عادي، در محيط زاگرس ابتدا جنگل‌هاي بادام و بنه و سپس بلوط و در ارتفاعات فوقاني ارس رشد مي‌کنند.

انواع درختان جنگلي

علاوه بر درختان ياد شده در غرب دره‌ها و کنار جويبارها و رودها، گياهان و نباتات رطوبت پسندي چون بيد، صنوبر و خرزهره ديده مي‌شود.

ديگر انواع درختان جنگلي پهنه زاگرس در لرستان شامل زالزالک، پسته وحشي، مازو، زيتون، گلابي وحشي، شن، تاک، ارجن، نارون، انجير، گردو، انار، آلبالوي وحشي، گيلاس وحشي، مو، زبان گنجشک، توت، کرنجيل، ون و ارغوان هستند.

غير از درختان جنگلي، انواع نباتات دارويي و معطر مثل گل گاوزبان، خاکشير، گل ختمي، آويشن، عناب، ترنجبين، هليله ريحان، گل بنفشه، پر سياوش، کاسني، گل محمدي، گل سرخ، شقايق، بيدمشک، لاله، زنبق، شيرين بيان و نرگس نيز در استان مي‌رويد.

همچنين در اين استان نباتات خوراکي چون پاقزان، پي‌نام، پيشوک، شنگ، زرشک، کنگر وحشي، ريواس، حاجي بيان، فرفيان، پونه و نعناع نيز به دست مي‌آيد.

پيش از اين در نشست ستاد راهبردي گياهان دارويي و طب سنتي استان لرستان ايجاد مرکز تحقيقات و ذخيره گاه ژني گياهان دارويي در منطقه تاف اين استان به تصويب رسيده بود.

منبع : www.ettelaat.com

codex28x

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:3 توسط Moein |

بيش از نيم تريليون تن کربن توسط انسانها از زمان انقلاب صنعتي در جو زمين منتشر شده است؛ رقمي که انسان را در آستانه بحران کامل گرمايش زمين قرار داده است.

بر اساس نتايج تحقيقي که در مجله نيچر منتشر شده است، پژوهشگران هواشناسي اذعان داشته اند 520 ميليارد تن کربن از زمان انقلاب صنعتي سوخته و گاز آن وارد جو زمين شده است.

از نظر اين پژوهشگران شرايط ياد شده بسيار هشدار دهنده است زيرا اگر اين رقم به يک تريليون تن برسد دماي هواي کره زمين به ميزان 1/3 درجه ديگر در مقياس سلسيوس گرمتر مي شود، روندي که بيشتر از 40 سال ديگر به طول نخواهد انجاميد.

آنان متذکر مي شوند که گرماي زمين از زمان انقلاب صنعتي تا کنون 7/0 درجه افزايش يافته است و در صورت گرم شدن به ميزان ياد شده و رسيدن به مرز دو درجه، انسان را در معرض بحران کامل گرمايش زمين قرار مي دهد.

بر اساس نتايج تحقيق ديگري که در مجله نيچر به چاپ رسيده است، گرمايش زمين جهت رسيدن به درجه ياد شده تنها نيازمند سوختن 315 ميليارد تن ديگر از کربن است.

منبع : www.nature.com

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 1:17 توسط Moein |

مراسم توديع و معارفه رييس سازمان حفاظت محيط زيست امروز ساعت ۱۰ صبح در محل سازمان حفاظت محيط زيست با حضور مديران و معاونان اين سازمان و جمعي از مقامات دولتي برگزار مي‌شود، و طی آن «محمد جواد محمدي‌زاده» رسما جانشين «فاطمه واعظ جوادي» مي‌شود.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 1:14 توسط Moein |

درختان يكي از عناصر كاهش دهنده دي‌اكسيد كربن موجود در آتمسفر هستند اما در اين بين درخت شاه بلوط نسبت به ساير درختان از امتياز بالايي برخوردار است.

كاهش درخت شاه بلوط (.Castanea spp  ) مي‌تواند به عنوان يك استراتژي جديد در كاهش دي‌اكسيد كربن موجود در آتمسفر مورد توجه قرار گيرد.

به گزارش خبرگزاري مهر، پژوهشگران دانشگاه «پوردو» نشان دادند درخت شاه بلوط به خاطر برخورداري از يك پوسته بسيار ضخيم بيشترين گنجايش را براي جذب دي‌اكسيد كربن اتمسفر دارد. به ويژه گونه شاه بلوط آمريكايي كه براي كاهش اين گاز گلخانه‌اي از پتانسيل بالايي برخوردار است زيرا پوسته اين درخت سه برابر ضخيم‌تر از ساير درختان است. همچنين پوسته ضخيم گونه شاه بلوط آمريكايي نسبت به گونه چيني آن در مقابل حمله قارچ‌ها مقاومت بيشتري دارد.


كاشت اين درختان يگانه روش براي كاهش انتشارات گلخانه‌اي نيست بلكه بايد مصرف انرژي‌هاي فسيلي را كاهش داده و استفاده از انرژي‌هاي تجديدپذير را افزايش دهيم. در هر صورت كاشت درخت بلوط مي‌تواند فرايند آزاد شدن دي‌اكسيد كربن را در اتمسفر كمتر كند.

منبع : خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:49 توسط Moein |

فرمانده يگان حفاظت سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري کشور گفت: سالانه 30 هزار پرونده در خصوص موضوعات مرتبط با منابعي طبيعي، تصرف اراضي ملي و قاچاق چوب و محصولات فرعي در سطح کشور تشکيل مي شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 20:59 توسط Moein |

این خبر رو با ۲ روز تاخیر گذاشتم...شرمنده

احمدی‌نژاد  در حکمی محمد جواد محمدی‌زاده را به سمت معاون رئیس‌جمهور و رئیس‌ سازمان حفاظت محیط‌ زیست منصوب کرد.

لازم به ذکر است که ایشان در دولت نهم استانداری استان خراسان رضوی را بر عهده داشت و پیش از آن معاون احمدی نژاد در شهرداری تهران بود.

منبع : پارلمان نیوز

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 16:37 توسط Moein |

 این هم جدید ترین امار منتشره شده درباره وضعیت منابع طبیعی ایران :

ايران از نظر تخريب جنگل جزو 6 كشور اول دنياست.

در بيابان‌زايي از نظر تاثير عامل انساني نخستين كشور است.

از نظر فرسايش خاك دومين كشور دنیا هستیم.

در نابودي حيات‌وحش نيز جمهوری اسلامی مقام اول دنيا شناخته شده است.

عدم توجه به حفاظت محيط‌ زيست در ایران به جايي رسيده كه بايد گفت متاسفانه ايران از نظر شاخص‌هاي پايداري محيط‌زيست با كسب رتبه ۱۳۲ در بين ۱۴۶ كشور دنيا، در انتهاي جدول جهاني قرار گرفته است.

منبع : روزنامه همشهری در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۸

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 1:29 توسط Moein |

برای مبارزه با آتش سوزی و اطفا حریق نخست باید بدانیم که جنگل دچار چه نوع آتش سوزی شده است (تقسیم بندی های متفاوتی در مورد اشکال مختلف آتش سوزی در جنگل شده که خودم تقسیم بندی زیر را انجام دادم)

1- آتش سوزي زميني(خاک جنگل) :

در این حالت پوشش مرده موجود در عرصه جنگل و خاک زیر آن آتش می گیرد و معمولا به کندی پیش می رود و هیچگاه شعله ای مشاهده نمی شود.

2- آتش سوزي سطحي :

آتش سوزی سطحی رایج ترین آتش سوزی است که در کل بستر جنگل گسترش یافته و لانه های جانوران را از بین می برد، گیاهان و بوته ها را منهدم کرده و ریشه درختان را می سوزاند . علاوه بر شدت آتش، میزان مرگ و میر درختان بستگی به گونه، سن و جایگاه ریشه درختان دارد. ریشه سطحی درختان از حرارت زیادی که به این ترتیب بوجود امده آسیب می بینند و گاهی گزند ناشی از گزمای شدید به خشکیدن درخت منجر می شود.گونه های بلوط و گردوی آمریکایی که ریشه آنها از سطح خاک بیرون است در آتش سوزیهای سطحی بیشتر آسیب می بینند.

آتش سوزی سطحی اغلب منشا بروز شکل دیگر آتش سوزی یعنی آتش سوزی تاجی می شود.

بقا گیاهان و درختان جنگلی در آتش سوزیهای سطحی الزاما بر حسب خسارات وارده به کامبیوم ساقه نیست، بلکه برحسب آسیب پذیری ریشه آنها و سوختن تاج درخت توسط گازهای داغی است که از شعله آتش برمی خیزد (وان واگنر 1970).

سطح در معرض آتش سوزی سطحی شکل دایره ای می گیرد ولی با وجود باد از دایره شکل به بیضوی کم کم در می آید.

براي مبارزه با آتش سوزي سطحي ، چنانچه وسعت آتش و پوشش گياهي جنگل پر و درهم نباشد با كمك گوني هاي خيس ، كوبيدن به وسيله بيل هاي دسته بلند ، ريختن خاك و يا پاشيدن آب مي توان آتش را خاموش كرد. اما اگر وسعت آتش زياد باشد ، به طوري كه از رو به رو مبارزه با آن ممكن نباشد ، بهتر است از دوطرف اقدام كرد تا به تدريج وسعت آتش كم شود . در هنگام آتش سوزي ، اگر از دو طرف براي خاموش كردن آتش اقدام شود كار خاموش كردن ، بهتر انجام مي شود ، اگر دامنة آتش سوزي به اندازه اي زياد باشد كه با راههاي بالا نتوان آنرا خاموش كرد ، در اينصورت با ايجاد آتش بر بايد جلو پيشرفت آتش را گرفت .

3- آتش سوزي تاجي :

در این حالت تاج درختان آتش می گیرد در نتیجه حرارت زیاد معمولا بافت زنده درختان به شدت آسیب می بیند و درخت می خشکد.درهنگام آتش سوزي تاجي قبل از هركاري ، بايد تعدادي از درختان اطرف منطقه را كه درختان سوزني هستند را قطع كرد تا از سرايت آتش به ديگر درختان جلوگيري شود و به اين ترتيب خاموش كردن آتش آسان تر است  چون چوب و برگ های سوزنی برگان دارای تانن و صمغ زیادی می باشند که باعث می شود قابل اشتعال تر از پهن برگان باشند.

بايد دانست ، آتش سوزي تاجي خيلي سريع پيشروي مي كند . از اين رو ، ابتدا جنگل هايي را كه درختان سوزني برگ دارند و زود آتش مي گيرند به قسمت هاي كوچك تقسيم مي كنند تا مدیریت آنها در مقابله با آتش سوزی و آفات آسان تر باشد.(قبلا در این وبلاگ در مورد آسیب های جنگل های تک گونه مطلبی نوشتم که می توانید جهت تکمیل به آن مراجعه نمایید)

نکته مهم درباره آتش سوزی تاجی این است که جهت دهنده پیشرفت آتش ، باد است یعنی باد است که باعث می شود شراره های آتش از تاجی به تاجی دیگر برود و به همین دلیل ما شاهد هستیم که درختان بعدی که ممکن است بیش از صدها متر فاصله با درختان  که الان آتش گرفته اند دارند ،در  معرض آتش سوزی قرار می گیرند و به قول معروف ره صد ساله را یک شبه می پیمایند البته با کمک باد.

جالب است بدانید که که باد گاهی عرصه جنگلی را که در معرض آتش سوزی سطحی قرار دارد را به تاج درختان برده و باعث آتش سوزی تاجی می شود.

4- آتش سوزي تنه اي :

این شکل از آتش سوزی یا ناشی از صاعقه زدگی درختان یا بی احتیاطی افرادی است که در پایه درختان تو خالی آتش روشن می کنند.

اگر تنه درختان خشك و پوسيده و توخالي آتش بگيرند ، بايد سوراخ تنة درختان رااز خاك پر كرد تا آتش خاموش شود . چنانچه آتش به تنه درختان رسيده باشد ، قبل از قطع درخت ابتدا بايد گياهان اطراف را از بين ببريم . آن گاه باوسايل آتش نشاني آتش را خاموش كنيم تا به جاهاي ديگر سرايت نكند.

 

منابع :

سید محود کاظمی ، آتش و اکوسیستم های جنگلی.

حسين مرتضوي، جزوه آتش سوزي در پاركهاي جنگلي.

دکتر محمد حسین جزیره ای ، کتاب نگهداشت جنگل،انتشارات دانشگاه تهران،1384.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 17:48 توسط Moein |

بيابان‌زايي بعد از دو چالش تغيير اقليم و كمبود آب شيرين به عنوان سومين چالش مهم جامعه جهاني در قرن 21 محسوب مي‌شود، به طوري كه براساس گزارشات سازمان‌هاي بين‌المللي يك‌ششم جمعيت، سه‌چهارم اراضي خشك و يك سوم خشكي‌هاي جهان به مساحت 5 ميليارد هكتار در 110 كشور جهان در معرض پديده بيابان‌زايي است ضمن اينكه تهديد تخريب 73 درصد كل مراتع جهان به مساحت 3/3 ميليارد هكتار، كاهش توان توليد خاك در 47 درصد مناطق خشك جهان، غيرقابل استفاده شدن 50 تا 70 هزار كيلومتر مربع اراضي حاصلخيز در سال و بالغ بر 42 ميليارد دلار خسارت سالانه به محصولات كشاورزي همراه با اثرات بسيار وسيع و گسترده اكولوژيكي اجتماعي، اقتصادي و زيست‌محيطي به ويژه فقر گسترده و تخريب منابع پايه به عنوان تنها بخشي از آثار و پيامدهاي جهاني پديده بيابان‌زايي محسوب مي‌شود.

در ايران به علت پيچيدگي عوامل محيطي و انساني بيابان‌زا اين پديده همچون ابعاد بين‌المللي واجد پيامدهاي ذكر شده است ضمن اينكه هجوم ماسه‌هاي روان و خسارت ناشي از آن به كانون‌هاي جمعيتي، زيربنايي، صنعتي و اراضي كشاورزي، كاهش حاصلخيزي و توان توليد اراضي زراعي و عرصه‌هاي منابع طبيعي، تشديد شوري زاري و زه‌دار شدن اراضي، كاهش كمي و كيفي آب‌هاي زيرزميني، افزايش حساسيت اراضي به فرسايش، افزايش سيل‌خيزي، تشديد آلودگي‌هاي زيست‌محيطي، كاهش تنوع زيستي، تشديد پديده‌هاي فقر، مهاجرت، بيكاري و هدررفت منابع پايه شامل آب، خاك و پوشش گياهي، ناپايداري نظام توليد و تهديد منابع معيشت و در مجموع ناپايداري اكولوژيكي، اجتماعي و اقتصادي و زيستي از جمله مهمترين آثار سوء اين پديده در ايران محسوب مي‌شود.

ايران كشوري است كه در كمربند خشك و نيمه‌خشك زمين واقع شده است و 2/1 درصد از خشكي‌هاي جهان را در اختيار دارد و بيش از 8/3 درصد از مناطق بياباني دنيا را با ثلث بارش متوسط جهاني و تبخير سه برابر بيشتر از متوسط جهان و داراي 68 ميليون هكتار منطقه دوراني آب زيرزميني در 207 دشت است.

به همين منظور در کشور ما براي حفاظت از سرزمين اقدامات گسترده‌اي در چارچوب برنامه‌هاي حفاظت خاك و تثبيت شن‌هاي روان انجام شده است. ماحصل اين اقدامات علاوه بر حفظ خاك در حوزه‌هاي آبخيز بحراني كشور، كنترل فرسايش بادي، جلوگيري از هجوم ماسه‌هاي روان به شهرها و روستاهاي حواشي مناطق كويري و ايجاد بيش از 2 ميليون و 100هزار هكتار جنگل مناطق بياباني، ساماندهي در مديريت و بهره‌برداري از مراتع و تقويت تشكل‌هاي مردم نهاد و جوامع محلي در حفاظت و صيانت از اكوسيستم‌هاي مناطق خشك شده است.

در اين رابطه دكتر فرود شريفي رئيس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري تهيه 10 ميليون و 344 هزار هكتار طرح‌هاي پرورشي تاغزارها و مديريت جنگل‌هاي دست كاشت بياباني را از جمله اقدامات اجرايي مقابله با توسعه بيابان در ايران در سه دهه اخير عنوان كرده و مي‌گويد: اجراي عمليات نهال‌كاري با 38 گونه مقاوم به خشكي، شوري و غالبا بومي، انجام 24 ميليون هكتار اقدامات آبخيزداري و 4 ميليون و 700هزارهكتار بذركاري و بذرپاشي، 241 هزار هكتار مالچ پاشي، 10ميليون و 200هزار هكتار عمليات حفاظت و قرق و همچنين تثبيت ماسه‌هاي روان و جلوگيري از بياباني شدن بالغ بر 6 ميليون هكتار عرصه‌هاي منابع طبيعي از جمله اقدامات اجرايي مقابله با توسعه بيابان در ايران طي اين مدت محسوب مي‌شوند.

بيابان‌زايي نشانگر فرسايش زمين در مناطق خشك، نيمه خشك و ساير مناطق است. اين وضعيت عمدتا در نتيجه استفاده بيش از حد و نامتناسب از خاك و همچنين نوسانات اقليمي روي مي‌دهد. ضمن اينكه تمامي مطالعات انجام شده در منطقه خاورميانه حاكي از اين مطلب است كه گرم شدن زمين، بخش گسترده‌اي از اراضي خشك و نيمه خشك را به وخامت خواهد كشاند و اين وضعيت با بروز دوره‌هاي خشكسالي سخت‌تر، طولاني‌تر و متناوب‌تر نمايان خواهد شد.

بيابان‌زايي به معناي گسترش بيابان‌هاي موجود نيست، اين پديده به اين دليل رخ مي‌دهد كه اكوسيستم زمين‌هاي خشك كه بيش از يك سوم اراضي جهان را تشكيل مي‌دهند به شدت نسبت به بهره‌برداري بيش از حد و نامناسب آسيب‌پذير است.

به گفته نماينده فائو در ايران، بيش از 250 ميليون نفر از مردم جهان به طور مستقيم تحت تاثير بيابان‌زايي هستند و حدود يك ميليارد نفر در بيش از 100 كشور در آينده به دليل تاثيرات مرتبط با بيابان‌زايي در معرض خطر قرار خواهند گرفت.

منبع : www.ettelaat.com

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 2:8 توسط Moein |

یکی از دوستان دیشب پیام  گذاشت در مورد پناهگاه حفاظت شده کرخه (علی در قسمت برداشت آزاد) که دلیل شد یک نظریه رو  در مورد علت آتش سوزی کرخه بسط بدم و یه چند خطی بنویسم

ایشون هم به دلیل اردوی درس درختان و درختچه های ایران در رشته محیط زیست اواخر آذر ماه جهت بازدید به این منطقه با جناب آقای مهندس غدیری پور به کرخه رفته بودن

در مورد شکستن شاخه ها و استفاده به عنوان هیزم گفتن که حرفی کاملا درسته

من خودم چرای دام (مخصوصا گاومیش) رو در وسط این بیشه زارها دیدم و حتی نقاطی وسط این بیشه زارها به اصطلاح کچل شده بود و هیچ آثاری از طبیعت به لطف عشایر عرب ساکن اونجا+گاومیش هایشان نبود..یعنی اگه شما عکس هوایی از اونجا تهیه میکردین یا با استفاده از سنجش از دور Rs این منطقه را تجزیه تحلیل می کردین متوجه می شدین که چقدر تیکه به تیکه داره کچل تر میشه

یادم نیست استادمون یا سر محیط بان اونجا کدومشون گفتن که چند سال قبل عشایر عرب به سازمان محیط زیست+بخشداری+شهرداری اونجا فشار آوردن که این مناطقی که خالی شده (همون کچل که من میگم) رو به ما بدین تا ما به عنوان زمین کشاورزی استفاده کنیم چون همانطور که مستحضرین خاک مناطق جنگلی غنی ترین خاک برای کشاورزی است

که با مخالفت سازمان محیط زیست روبرو شدن

یکی از دلایل اصلی این مخالفت این بود که اگر به اینا زمین بدیم که دیگه پس گرفتنش کار حضرت فیله (کاملا خواهش می کنم این حرف رو باور کنین چون خوزستان زندگی نکردین و از اوضاع اینجا خبر ندارین )

حالا این حرف زدم می خوام یه نتیجه گیری کنم که بنا به مشاهدات دوستم علی در تلویزیون که در قسمت نظرات عنوان نمودن که :  ...توی تصاویری که پخش می شد من یه لاستیک بزرگ تو مایه های تراکتور یا کامیون دیدم و این میتونه خیلی چیزارو اثبات کنه ...

اینکه باز هم عدم آگاهی و آموزش درست به عشایر عرب و اینکه ما آتیش می زنیم تا صاحب زمین کشاورزی بشیم این منطقه و مناطق مجاور ،ما شاهد از دست رفتن 30 هکتار از اکوسیستم  بیشه زارهای بکر کرخه شدیم

به همین راحتی سوخت و رفت

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:47 توسط Moein |

پژوهشگران آلماني با دلايل علمي اثبات كرده اند كه انسان در صورت نبود نقاط جهت‌يابي در فضاهاي باز قادر نيست در مسير مستقيم قرار گيرد و تنها مي‌تواند مسير خود را دور بزند.

 از مدت‌ها قبل باور عمومي بر اين بود كه افرادي كه مسير خود را در جنگل يا بيابان گم مي‌كنند و در اين فضاهاي باز سرگردان مي‌شوند، مسير خود را بارها دور مي‌زنند.

اكنون محققان موسسه ماكس پلانك آلمان به طور علمي اثبات كرده اند كه انسان‌ها به صورت طبيعي تمايل دارند در صورت نبود جهت‌ياب، يك مسير ثابت را به طور مرتب دور بزند. در اين تحقيق دانشمندان نشان دادند در صورتي كه انسان بدون داشتن هيچ جهت‌يابي مثل قطب‌نما، نقشه راهنما و جي.پي.اس در يك بيابان و يا جنگل بخواهد مسير خود را تعيين كند، چگونه رفتار مي‌كند. اين دانشمندان از نه داوطلب خواستند كه بدون «جي.پي.اس» بيشترين تلاش خود را براي يافتن يك مسير مستقيم داشته باشند. از اين تعداد شش شركت كننده ساعت‌ها بدون نقاط جهت‌يابي در جنگل راه رفتند. برخي از آنها با فرو رفتن خورشيد در پشت ابرها همچنان به حركت خود ادامه دادند.

سه شركت كننده ديگر نيز ساعت‌ها در صحراي بزرگ آفريقا حركت كردند كه از اين تعداد بعضي‌ها مي‌توانستند ماه كامل يا خورشيد را ببينند و ديگران به خورشيد يا ماه كامل دسترسي نداشتند.

براساس گزارش «نيويورك تايمز»، اين آزمايش نشان داد زماني كه خورشيد، ماه يا كوه ناپديد شد، داوطلبان به دور خود حركت مي‌كردند.

اين دانشمندان در توضيح اين حركت دايره‌اي اظهار داشتند: «بي‌تقارني طبيعي بدن انسان موجب مي‌شود كه وزن بدن در يك پا قوي‌تر از ديگري باشد و به همين دليل موجب مي‌شود كه افراد هنگام حركت كمي از مسير خود منحرف و در صورت نبود يك جهت‌‌ياب، كلاً از مسير مستقيم خارج شوند.»

نظر من :  بهتون پیشنهاد می کنم در جنگل همراه بقیه باشین و به بهانه های مختلف جیم نشین من که تجربه جنگل گردشی زیادی دارم (به مدد رشته جنگلداری) بهتون پیشنهاد می کنم  که از جمع به خاطر بدنسازی (همون سیگار کشیدن) یا صحبت باتلفن (اگه آنتن داد) یا  خسته شدیم یا حتی دست به آب   جدا نشین و فقط  اون چند ساعت رو دوام بیارین خدا کریمه

 منبع : www.nytimes.com

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 2:53 توسط Moein |

حتما خبر آتش سوزی جنگل (بیشه زار) کرخه رو خوندین

خدا رو شکر که کنترل شد آتش سوزی

مهندس پدرام غدیری پور (استاد مدعو درس جنگلشناسی دانشگاه شهید چمران و کارشناس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی  اهواز)  در مورد این بیشه زارها بارها صحبت میکرد و از علاقه خود برای کار کردن بر روی این بیشه زارها می گفت..که به دلیل مسافت طولانی و دوری از شهر اهواز ( محل سکونت من) قرار شد بر روی بیشه زارهای رودخانه مارون بهبهان در مهر ماه سال جاری برای در آوردن یه مقاله 2 نفری کار کنیم و بعد ها بر روی این بیشه زارها کرخه...

من از سایت www.sid.ir  حدود ۳ تامقاله بیشتر ندیدم که تو این سال ها  بر روی بیشه زارها بکر خوزستان کار شه

حالا هدف از این حرفا گفتن این بود که  قرار باست در سال های آتی رو بیشه زارهای کرخه کار کنیم

در اواخر فروردین ماه امسال به دلیل اردوی درس جنگلشناسی 1 فرصتی پیش اومد تا همراه استاد غدیری پور و بچه های کلاس به عنوان یکی از اردوهای درس جنگلشناسی به این منطقه بکر بریم

عبور رودخانه کرخه به همراه پوشش درختی و درختچه ای و علفی به این منطقه جلوه خاصی رو داده (به قول یکی از بچه ها : خوزستان و این طبیعت!!) پوشش گیاهی که از کنار، پده،سریم ، جاز و انواع کهور (3 گونه از جنس  prosopis مشاهده شد)  و انواع اکالیپتوس های سازگار با این منطقه مشاهده می شد.

در مورد  حیوانات این منطقه هم پستاندارانی چون گوزن زرد ايراني ، گرگ ، روباه ، گربه جنگلي، خدنگ ، شغال ،‌ كفتار ، تشي ، شنگ ، گراز و انواع پرندگان و جوندگان است . گوزن زرد ایرانی یکی از کمیاب‌ترین گونه‌های گوزن در سرتاسر جهان است . به جرات می‌توان گفت که این گونه را می‌توان تنها در حاشیه دز استان خوزستان یافت لازم به ذکر است که این نوع گوزن طبق IUCN اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت جزو گونه‌های در معرض خطر انقراض است

متاسفانه عدم وجود نیروهای زیاد محیط بان،عدم حصار کشی،عشایر عرب موجود در آن منطقه،چرای بی رویه و غیر اصولی دام،استفاده از چوب درختان به عنوان سوخت از جمله دلایلی بود که باعث تخریب این منطقه شده بود.

به نقل از محیط بان ارشد منطقه : به دلیلی طبیعت زیبای این بیشه زارها همواره مردم از شهرهای اطراف (منظور شوش و اهواز و اندیمشک و دزفول) از این منطقه برای تفریح و سرگرمی استفاده می کنند و در تعطیلی ها و مخصوصا 13 به در شاهد شلوغی غیر قابل باور این منطقه هستیم.

مجموع جنگل های حفاظت شده كرخه 500 هكتار است (باور کنید فقط اسم حفاظت شده داره)

وجود خشکه دارها زیاد و پوشش متراکم  و از شانس بد مامورهای آتش نشانی باد ۳ عامل اساسی بودن که باعث شد که یک آتش سوزی کوچولو باعث یک فاجعه در این منطقه بشه و ۳۰ هکتار از جنگل ها پر  بشه!!

من که هنوز در شوک آتش سوزی این منطقه هستم ، شماها رو نمیدونم

نکته روز  : اخبار سراسری  تلویزیون حکومت ایران گفت که فقط ۱۰ هکتار از این جنگل ها آتیش گرفته!!!

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 17:44 توسط Moein |

30 هکتار از جنگلهای حفاظت شده کرخه در شهرستان شوش در آتش سوخت و هنوز علت این آتش سوزی معلوم نشده است گرچه به گفته کارشناسان خشکسالیهای اخیر عامل مهمی برای این نوع حوادث است.

به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، ساعت پنج بامداد روز جمعه آتش سوزی  در این جنگل های حفاظت شده رخ داد اما با حضور به موقع آتش نشانی شهرستان شوش این آتش پس از چند ساعت مهار شد ولی به علت خشکسالی و وفور علفهای خشک، این آتش دوباره در ساعت 13 همان روز آغاز شد.

در این آتش سوزی 30 هکتار از جنگلهای حفاظت شده کرخه در آتش سوخت که گفته می شود علت این آتش که هنوز به صورت رسمی توسط هیچ ارگانی اعلام نشده خشکسالی شدیدی است که در دو سال اخیر در خوزستان رایج است.

جنگلهای کرخه با مساحت 13 هزار و 995 هکتار واقع در شمال غرب شوش در امتداد رودخانه کرخه تنها زیستگاه طبیعی باقی مانده گوزن زرد ایرانی است. در حال حاضر بین ۲۴۰ تا ۴۰۰ راس گوزن زرد در پناهگاه های حیات وحش نگهداری می شوند.

جنگلهای کرخه که زیستگاه اصلی این گوزن است در سالهای گذشته به دلایلی از جمله آلودگی های زیست محیطی و جنگ هشت ساله دچار تخریب شده به طوری که تکثیر و تولید مثل و به طور کلی زیست این گونه منحصر به فرد و کمیاب را در معرض تهدید قرار داد و به همین منظور این گوزن به سایر مناطق حفاظت شده کشور از جمله پارک ملی دریاچه ارومیه انتقال داده شد.

روز 19 مردادماه سال جاری نیز 30 هکتار از محوطه حفاظت شده و تاریخی تالاب شیمبار در مناطق شمالی استان خوزستان در آتش سوخت.

بر اثر این آتش سوزی که صبح 19 مرداد و به مدت 10 ساعت و در نزدیکی روستای بوانا به طول انجامید براساس اظهارات اداره منابع طبیعی بیش از30 هکتار از گونه‌های گیاهی این تالاب از بین رفت.

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:55 توسط Moein |

جنگل ارسباران، جزء ذخیره گاه های بین المللی کره زمین، حال و روز خوشی ندارد و به دلیل آماده سازی زمین های احداث مجتمع فرآوری مس از معدن «سامگون» در حال تخریب است.فعالیت چندین ساله معدن کاران مس در ارسباران در حالی انجام می شود که زمزمه هایی برای شروع فعالیت مجتمع تولید فرآورده های مس در منطقه به گوش می رسد که به عقیده کارشناسان به سادگی می تواند محیط طبیعی، جنگل ها و منابع آبی را آلوده و سبب بروز فاجعه ای تازه در منطقه زیبای ارسباران شود.

این در حالی است که دکتر شمس الدین شریعت پناه، قائم مقام سازمان جنگل ها و مراتع کشور در گفت و گو با «مهر» می گوید: «جنگل های ارسباران به دلیل داشتن 785 گونه گیاهی و 170 گونه درختی، شامل 42 تیپ مرتعی و 143 واحد جنگلی، در زمره یکی از مناطق با ارزش ژنتیکی جهان شناخته شده است.»

کارشناسان معتقدند اگر روند تخریب جنگل ها در ایران با سرعت فعلی پیش رود علاوه بر فرسایش وسیع خاک، از بین رفتن سفره های آب زیر زمینی و گونه های گیاهی و جانوری و تاثیرات روانی و اقتصادی در 100 سال آینده، خاک کشاورزی و جنگل نیز در کشور وجود نخواهد داشت.

فرسایش خاک
ایران کشوری گرم و خشک است. در این منطقه جغرافیایی به دلیل وجود دشت های وسیع گرم و بی آب و علف، خاک حاصلخیز ارزشمند است. اما در ایران به دلیل مدیریت غلط و سوء تدبیر هر ساله به دلیل تخریب جنگل ها میلیون ها هکتار خاک در اثر فرسایش از بین می رود.
دکتر مجید مخدوم استاد دانشگاه محیط زیست دانشگاه تهران می گوید: «سازمان جنگل ها و مراتع کشور، یکی از معاونت های سازمان محیط زیست است. به این دلیل نمی تواند مستقل عمل کرده و از جنگل ها به درستی استفاده کند.»
او با اشاره به روند خطرناک فرسایش خاک می افزاید: «سالانه سه میلیون تن خاک حاصلخیز در کشور از بین می رود.»
این متخصص محیط زیست با اشاره به سد سفید رود می گوید: «به دلیل از بین رفتن پوشش جنگلی دامنه های اطراف سد، با هر بارندگی هزاران متر خاک با آب وارد سد می شود. این اتفاق سبب می شود وزارت نیرو در دوره های سه ساله میلیون ها تومان صرف لایروبی سد کند.»
اما علی خاتمی کارشناس محیط زیست وزارت جهادکشاورزی معتقد است: «تخریب جنگل ها سبب از بین رفتن پوشش گیاهی، خاک و ایجاد سیل می شود.»
او  می افزاید: «تنها چند سانتیمتر از لایه نخستین خاک که مواد آلی و بیولوژیک را همراه دارد به این دلیل از بین می رود و شرایط برای بیابان زایی فراهم می شود.»
محمود درویش عضو هیات علمی موسسه مطالعات جنگل و مراتع کشور می گوید: «براساس آمار رسمی نرخ سالانه فرسایش خاک کشور دو میلیارد تن خاک است. اگر این آمار را بپذیریم 7/7 درصد شست و شوی خاک جهان در ایران انجام می شود و بر حسب مساحت کشور که یک درصد خشکی های جهان را در برگرفته شش برابر جهان فرسایش داریم.»
عضو هیات علمی موسسه مطالعات جنگل و مراتع کشور می افزاید: «در بخش فرسایش بادی هم 20 میلیون مترمکعب از زمین های کشور که معادل 8/1 درصد خشکی های جهان است در معرض فرسایش بادی قرار دارد.»
درویش به «سرمایه» می گوید: «یکی از دلایل افزایش فرسایش خاک در ایران عدم تعادل دام و ظرفیت مراتع کشور است و باید در اسرع وقت جمعیت دام را که سه برابر مراتع است کاهش داد.»

سفره های آب زیرزمینی
اولین تاثیر مثبت جنگل ها جلوگیری از فرسایش خاک است.
علی خاتمی کارشناس محیط زیست وزارت جهاد کشاورزی به «سرمایه» می گوید: «با تثبیت خاک، باران های فصلی و... قابلیت جذب آهسته به خاک را یافته و آرام آرام به سفره های آب زیرزمینی وارد می شوند. از این رو جنگل ها را می توان به عنوان عاملی مهم در حفظ سفره های زیرزمینی تلقی کرد. اما با از میان رفتن جنگل ها، آب یا قطرات باران بر سطح زمین جاری می شوند و سبب سیلی مانند سیل استان گلستان می شوند.»
محمود درویش عضو هیات علمی موسسه مطالعات جنگل و مراتع کشور می گوید: «در عرصه 165 میلیون هکتاری کشور 400 میلیارد مترمکعب آب وجود دارد. در این صورت کشور توانایی برداشت 130 میلیارد هکتار را دارد و
70 میلیارد مترمکعب هم به سفره های زیرزمینی هدایت می شود.» او می افزاید: «بر اساس آمار های مرکز مطالعات آب وزارت نیرو تراز سالانه کشور شش تا هشت میلیارد مترمکعب منفی است. این آمار نشان از مدیریت غلط حوزه محیط زیست و آب در کشور دارد.» این متخصص مراتع می گوید: «در سال 1384 یکی از مراکز تخصصی آب در آلمان با استفاده از عکس های ماهواره ای نشان داد که در دشت های ورامین، شهریار، کبوترآهنگ و... 15 متر کاهش آب های زیرزمینی و نیم متر نشست زمین داشته ایم.»
درویش می افزاید: «این میزان نشست تنها در چین و کالیفرنیا وجود دارد که نشان می دهد ایرانیان به اندازه 1000 سال آب برداشت کرده اند که سبب افزایش بیابان زایی در کشور شده است.»

گونه های گیاهی و جانوری
همان طور که گفته شد، افزایش تخریب جنگل ها و فرسایش خاک سبب از میان رفتن پوشش گیاهی و جانوری می شود.
محمود درویش می گوید: «آمار ها نشان می دهد در طول 60 سال گذشته نیمی از پوشش گیاهی کشور را به خصوص در منطقه زاگرس از دست داده ایم.»
او می افزاید: «در پنج سال گذشته جمعیت یوز های کشور به 50 قلاده رسیده است. این موضوع نشان می دهد این جانوران جایگاهی برای زندگی ندارند و به همین دلیل به سرعت از بین می روند.»
این متخصص مراتع با اشاره به آمار سازمان ملل متحد می گوید: «سازمان IUCN (نهاد متولی حفظ گونه های گیاهی سازمان ملل متحد) از 1728 گونه گیاهی در ایران 1000 گونه را در لیست سرخ- در حال انقراض- قرار داده است که نشان از ناپایداری وحشتناک محیط زیست ایران دارد.»
علی خاتمی کارشناس محیط زیست وزارت جهاد کشاورزی هم می گوید: «زمانی که آب باران خاک را می شورد، زمین دیگر توانایی پرورش گیاهان را از دست می دهد. این به مفهوم از میان رفتن منابع غذایی برای مصرف کنندگان از جمله آهو، بز، کل و دیگر کاربران از جمله دامداران و... است.»

تاثیر اقتصادی
منابع طبیعی بستر تولید هستند و با تخریب آنها تولید از میان می رود و فقر جایگزین می شود.
محمود درویش می گوید: «در زاگرس در غرب کشور، فقر وحشتناک است.
به همین دلیل مردم برای گرم کردن خانه و پخت و پز درختان را قطع می کنند.»
او می افزاید: «وقتی در شهرستان لردگان هر کیلو زغال 40 هزار تومان قیمت دارد، طبیعی است که خانواده های فقیر روستایی به سرعت درختان را قطع و به زغال تبدیل می کنند تا پول بیشتری به دست بیاورند.»
این کارشناس مراتع با اشاره به تاثیر روانی آسیب های زیست محیطی می گوید: «به نظرم تاثیر مخرب تخریب جنگل ها، مراتع، گونه های جانوری، گیاهی و آب های زیرزمینی بر روان جامعه غیرقابل محاسبه است.»
درویش با اشاره به خشک شدن زاینده رود می افزاید: «کارشناسان بهداشت روانی در اصفهان میزان افسردگی و ابتلا به سرطان بعد از خشکسالی زاینده رود را چند برابر ارزیابی کرده اند که به خودی خود بر اقتصاد و تولید اثر سوء می گذارد.»
مجید مخدوم استاد دانشگاه محیط زیست تهران هم فقر را یکی از دلایل ویرانی جنگل ها می داند و معتقد است: «تخریب جنگل ارسباران از سال ها پیش آغاز شده است. تعجب آور است که بگویم این تخریب در ابتدا نه به وسیله صنعت بلکه به دلیل برداشت غیر اصولی محصول زغال اخته، شکستن شاخه ها و خشک شدن درختان این منطقه ایجاد شده است.»
منبع : www.sarmayeh.net
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:58 توسط Moein |

جنگل فندقلو در 25 كيلومتر شمال شرقی شهر اردبيل به طرف آستارا در امتداد رشته کوه البرز و در 10كيلومتري جنوب شهر نمين قرار گرفته است.

عرصه جنگلي فندقلو بخشي از جنگلهاي شرق استان اردبيل بشمار مي رود كه دنباله جنگلهاي نيمه گرمسيري استان گيلان مي باشد. اين جنگل در سطحي به طول تقريبي 25 كيلومتر پراكنده است و در شرق از روستاي خانقاه عليا در مسير جاده نمين آستارا شروع و با جهت شمال غربي – جنوب شـرقي در شـرق روستاي حـور خاتمـه مـي يابـد.

مساحت کل ذخیره گاه فندقلو حدود 4698 هکتار بوده که از این مقدار 913 هکتار پوشش جنگلی،3553 هکتار مراتع تخریب نشده،7 هکتار اراضی کشاورزی،2 هکتار مستحدثات(منظور مستثنیات قانونی اشخاص) و 11 هکتار نهالستان (Nursery) و تاسیسات اداره کل منابع طبیعی است.

ذخیره گاه جنگلی فندقلو جز جنگل های منطقه رویشی ارسباران ایران محسوب می شوند و بین عرض جغرافیایی  ́22˚38 و  ́24˚38 و طول جغرافیایی ́31˚48 و  ́34˚48 واقع شده است. بر اساس آمار بارندگی ایستگاه نمین که نزدیک ترین ایستگاه به این جنگل است پارامتر های هواشناسی آن بدین شرح است :

متوسط بارندگی سالیانه : 378.9 میلی متر

متوسط دمای سالانه : 8.8 درجه سانتی گراد

متوسط درجه حرارت بیشینه: 14.4 درجه سانتی گراد

متوسط درجه حرارت کمینه  : 3.3 درجه سانتی گراد

قاسمی و همکارانش(1385) اظهار داشتند که نفوذ مه های غلیظ از ناحیه استان گیلان در تمام سال مشاهده می شود ، بنابر این می توان گفت میزان بارندگی واقعی بیشتر از آمار منتشره شده است.

اقلیم این منطقه از لحاظ تقسیم بندی پروفسور آمبرژه جز اقلیم مدیترانه ای فرا سرد می باشد.

منطقه فندقلو كوهستاني و نوسان ارتفاع در محدوده عرصه هاي جنگلي كم و گستردگي آنها عموما بين رقوم ارتفاعي 1400 الي 1600 متر از سطح دريا مي باشد. بلندترين نقطه ارتفاعي مربوط به كوه سنگر (محل تاسيسات و دكلهاي مخابراتي و صدا و سيما ) به ارتفاع 2120 متر از سطح دريا است.

 جنگل فندقلو دارای تنوع زیستی(Biodiversity)بالایی است و از گياهان علفي موجود در كف جنگل ميتوان به گونه هايي نظير ؛آسپرولا، جگن، پيچك، گل گاوزبان، دم اسب، شيرسگ، توت فرنگي وحشي، نعناع، مهر سليمان،پامچال، آقطي، گزنه، بنفشه جنگلي، گندمك، چمن جنگلي، گوش فيل، شمعداني، پونه، يونجه و زبرينه اشاره نمود. در مورد گياهان چوبي ميتوان به درختان و درختچه هاي موجود در منطقه نظير ؛كرب، شيردار، ممرز، لور، گيلاس وحشي، فندق، وليك، به، ال اسبي، شيمشير، راش، زبان گنجشك، خاس، مندارچه، سيب جنگلي، ازگيل، سياه تلو، آلوچه، بلندمازو، اوري، گلابي وحشي، سياه اربه، نسترن، بيد، بارانك، ملج، هفت كول و بوداغ جنگلي اشاره كرد.

مروی مهاجر و همکارانش (1382) به این نتیجه رسیدند که تصورات قبلی که بر این مبنا بود که این جنگل رویشگاه منحصرا فندق است ، نا درست بوده است.

همچنين بررسي آنها مشخص نمود که افزايش حضور و فراواني گونه هاي اصلي و با ارزش مثل، راش بلندمازو، ممرز، بارانک و کرب که نشانگر مراحل مياني و پاياني توالي اند و کاهش حضور و فراواني گونه هاي پيشآهنگ(Pioneer) مثل، فندق، ازگيل و وليک که نشان دهنده مراحل اوليه توالي ميباشند حاکي از گذر توده هاي موجود درجنگل فندقلو از مراحل اوليه توالي(پيشاهنگي و بينابيني) است. به طور کلي و با توجه به نتايج اين بررسي مي توان اذعان نمود که تودههاي جنگلي فندقلو از نظر توالي طبيعي درحال پيشروي به سمت جوامع جنگلي کليماکس(جنگلهاي دانه زاد ناهمسال و آميخته راش و يا بلوط)مي باشند.

در سالیان اخیرجنگل کاری های در فندقلو صورت گرفته با انواع گونه ها مثل گونه های غیر بومی پیسه آ (Picea excelsa) و کاج سیاه (Pinus nigra) .

امير قاسمي و همكاران(١٣٨٠) اظهار داشتند اين جنگل از نظر ساختاري داراي ٩٩ درصد عناصرشاخه زاد و فقط ١درصد عناصر دانه زاد بوده و از اين نظر مشابه جنگل ارسباران است كه متشكل از تود ههاي شاخه و دانه زاد با فراواني شاخه زادهاست.

تا قبل از ملي شدن جنگلها و مراتع در سال ١٣٤١هر نوع بهره برداري از اين جنگل با مجوز خانهاي محلي (بايها) و با پرداخت عوارض كمي ممكن بوده است. لازم به توضيح است كه بعد از بهره برداري كامل از هر قسمتي از جنگل، تا ظهور پوشش كامل جنگلي منطقه به صورت قرق در ميآمده است.بعد از ملی شدن جنگل ها و در دهه های 40 ،50 استفاده از جنگل توسط روستاییان شدت بیشتری گرفت. در حدود سالهاي ١٣٥٤ و ١٣٥٥ توجه بيشتر سازمان جنگلها و مراتع كشور به اين جنگل منحصر به فرد و تهيه و تصويب طرح احياي جنگل فندقلوي اردبيل حفظ و صيانت از اين جنگلها شكل جدي تري به خود گرفت.

در منطقه فندقلو حيواناتي نظير خرس قهوه اي و سمور و پرندگاني چون قرقاول، كبك و عقاب طلايي يافت مي شود.

منابع :

  1. فرهادامير قاسمي، خسرو ثاقب طالبي و داوود درگاهي، ١٣٨٠ . بررسي ساختار تجديد حيات طبيعي جنگلهاي ارسباران در حوضه مطالعاتي ستن چای، مجله تحقيقات جنگل و صنوبر.
  2. رسول يوسف پور،محمدرضا مروي مهاجر،خسرو ثاقب طالبي،.1382 بررسي توالي توده هاي راش درجنگل فندقلو اردبيل،مجله منابع طبیعی ایران.
  3. فرهاد قاسمي آقباش ، غلامعلي جلالی، علي تيمورزاده ، محسن حسيني،1385. بررسي كمي و كيفي جنگل كاري هاي انجام شده با نهال گونه هاي پيسه آ
  4. (Picea excelsa)  و كاج سياه تركيه(Pinnus nigra)در ذخيره گاه جنگلي فندقلو در اردبيل،مجله منابع طبیعی ایران.
  5. بی نام،1364.طرح جامع منابع طبیعی فندق اردبیل،سر جنگل داری کل آذربایجان شرقی.
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 1:23 توسط Moein |

همان طور که در دولت نهم بيشترين ياران احمدي نژاد توانستند رياست بر پست هاي حساس کشور را تنها با داشتن رابطه خوب با رئيس دولت نهم از آن خود کنند، اين اتفاق بار ديگر در دولت دهم رخ داد. روز گذشته خبرگزاري سبزپرس از پايان ماراتن نفسگير ميان نام هاي مختلفي که تاکنون براي رياست سازمان حفاظت محيط زيست انتخاب شده بودند، خبر داد و در نهايت باز هم يکي ديگر از معاونان رئيس جمهور از دوره شهرداري به رياست سازمان حفاظت محيط زيست رسيد. محمدجواد محمدي زاده معاون سابق خدمات شهري احمدي نژاد که با حکم رئيس دولت نهم به استانداري خراسان رضوي رسيده بود، در دولت دهم نيز نامش به عنوان رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در ميان همه کانديداهاي احتمالي انتخاب شد. هرچند طبق خبرهاي رسيده هنوز وي با اين انتخاب از سوي رئيس دولت دهم موافقت نکرده است، اما به احتمال زياد وي سکاندار آينده سازمان محيط زيست کشور است. وي که داراي مدرک کارشناسي ارشد بهداشت است تاکنون در زمينه محيط زيست هيچ سابقه مديريتي و کاري نداشته است. با توجه به تفاوت هاي مبنايي و ماهيتي در هدف و عملکرد مديريت اجرايي شهري و استاني با حفظ مناطق تحت حفاظت سازمان محيط زيست که امروزه در تمام دنيا موضوعي تخصصي است و دانشگاه هاي عريض و طويل فراواني براي درست به انجام رساندن آن تاسيس شده و رشته هاي متعددي در اين حوزه پديد آمده، اين انتخاب مي تواند بسيار سوال برانگيز باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 1:31 توسط Moein |

**نویسنده : سید محمد معین صادقی

قبل از نوشتن این مطالب بایدبگم که سعی کردم از منابع فارسی و لاتین درجه اول استفاده کنم چون با مراجعه به منابع فارسی با اعداد زیادی مواجه شدم که خیلی از وبلاگ ها و وبسایت ها بدون درج منبع ارقامشون ، یک سری اعداد رو در وبلاگ یا وبسایتشون منتشر کردن که بهشون نمیشد استناد کرد (یا حداقل من نمیتونم استناد کنم)

مقدمه

درباره وسعت کل جنگل های کشور در گذشته دور اطلاعات دقیقی در دسترس نیست.آثار و شواهد تاریخی در گوشه و کنار کشور،یادداشت های مورخینایرانی و خارجی و همچنین بقایای جنگل های مخروبه مخروبه امروزی در مناطق مختلف کشور این نظریه را تایید می کند که ایران در گذشته دارای جنگل هایی به مراتب وسیعتر و مرغوب تر از امروزه بوده است.

سطح جنگل های ایران

با توجه به این موضوع می توان اذعان کرد که در زمان ایران باستان حداقل 20 درصد سطح کشور ما پوشیده از جنگل بوده است. اولین  برآورد در مورد جنگل های ایران را در سال 1321 خورشیدی مرحوم مهندس کریم ساعی (خدایش بیامرزدش) انجام نموده که 19.5 میلیون هکتار بوده است.

ساعی در سال 1329 در دومین برآورد خودر سطح جنگل های ایران  را 18.7 میلیون هکتار عنوان کرد.

در سال 1343 دفتر فنی مهندسی منابع طبیعی ایران آمار رسمی مساحت جنگل های کشور را را 18 میلیون هکتار نشان داده است. امروزه طبق آخرین آمار و اطلاعات در سال 1379 سطح جنگل های ایران حدود 12.4 میلیون هکتار  و معادل 7.4% سطح کل کشور می باشد(گزارش سازمان فائو F.A.O در سال 2001)

با توجه به آمار سال 1343 و سال 1378 تنها در 35 سال گذشته تقریبا یک سوم جنگلهای کشور ، از بین رفته است و چناچه روند تخریب جنگلهای کشور با همین سرعت ادامه یابد می توان حدس زد که 30 الی 40 سال آینده ما جنگل های کنونی را نیز از دست می دهیم.

وضعیت ایران در جنگلهای آسیا

سازمان فائو طبق آمار هایی که منتشر نموده است در سال 2001  که در آن "درصد سطح جنگل نسبت به سطح کل کشور" را بیان نموده که طبق آن عدد "سطح جنگل نسبت به کل کشور" در قاره آسیابه طور میانگین 19% می باشد که نشان میدهد که ما در گذشته دور در حد میانگین این قاره بودیم ولی امروزه فقط صاحب یک سوم آن هستیم.

به طور میانگین  عدد "سطح جنگل نسبت به کل کشور" در دنیا 30% است  که با مقایسه با کشور مان ، درصد مساحت ما یک چهارم میانگین جهانی است  که جای تامل دارد.

با توجه به آمار های سال 2001 و جمعیت حدود 60 میلیون نفری ایران سرانه جنگل در ایران برای هر نفر 0.2 هکتار است که میانگین جهانی این مقدار حدود 0.6 هکتار می باشد.

آمار زیر که مطابق آخرین برآورده های سازمان فائو در سال 2009 منتشر شده است :

سطح جنگل های ایران : 11/075 میلیون هکتار

درصد سطح جنگل نسبت به سطح کل کشور : 6.8%

سرانه جنگل در ایران برای هر نفر : 0.158 در هر هکتار

می بینیم که طی 8 سال اخیر (از 2001 تا 2009) سطح جنگل های ایران از عدد 12.4 میلیون هکتار به 11.075 میلیون هکتار رسیده که جای فکر کردن دارد.

متناسب با این کاهش سطح جنگل ها ، سرانه جنگل در ایران برای هر نفر به عدد 0.158 رسیده که نسبت به شاخص های جهانی که 0.6 است خیلی فاصله دارد.

جنگل های دنیا

سطح فعلی جنگل های دنیا را در حدود 3.9 میلیارد هکتار برآورد کرده اند که در حدود 30 % سطح کل اراضی دنیا است.

جالب است بدانید که از این 3.9 میلیارد هکتار حدود  دو سوم آن در 8 کشور : روسیه،برزیل،کانادا،آمریکا،کنگو،اندونزی،آنگولا و پرو واقع شده اند.

کشورهای فنلاند و سوئد (2کشور همسایه در شمال غرب اروپا) دارای بیشترین رقم"درصد سطح جنگل نسبت به سطح کل کشور" در بین کشورهای دنیا اند که این  رقم 74% است و برای روسیه این عدد 50% ،افغانستان 4% و عراق 0.5% است.

جنگل های آسیا

طبق آمار جدید فایو در 2009 سطح جنگل های قاره آسیا و اقیانوسه از سال 2000 تا 2005 3میلیون هکتار افزایش یافته هرچند که مقدار زیادی از این افزایش به علت جنگلکاری های جدید در مناطقی از چین است که قبلا اثری از جنگل نبوده است (واژه Afforestation در مورد این جنگلکاری ها بکار میرود و با Forestation  فرق میکند) اما در عوض از سال 2000 تا 2005 سالی 3.7 میلیون هکتار جنگل های طبیعی را ما از دست میدهیم.

در جدول زیر مساحت جنگل های آسیا و دنیا و تغییرات آن را می بینیم :

سرعت تغییرات سالیانه%

تغییرات سالیانه (میلیون هکتار)

سطح(میلیون هکتار)

ناحیه

2005-2000

2000-1990

2005-2000

2000-1990

2005

2000

1990

0.09

0.17-

633

1275-

734243

731077

743825

آسیا و اقیانوسیه

0.18-

0.22-

7317-

8868-

3952025

3988610

4077291

جهان

 در  زیر یک نمودار آماده کردم که روند تغییرات جنگل های ایران در ۷۰ سال اخیر رو نشان می دهد :

که در آن محور عمودی  مساحت جنگل های ایران به میلیون هکتار و محور افقی نشان دهنده ی سال می باشد.

منابع :

  1. کتاب جنگل شناسی و پرورش جنگل،تالیف دکتر مروی مهاجر،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ دوم،1385.
  2. کتاب مبانی جنگل داری،تالیف دکتر ایرج حسن زاد ناورودی،نشر حق شناس،1388.
  3. State of Worldˈs Forests 2009,Food and Agriculture organization of the united nations  Rome
  4. www.Fao.org
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 15:15 توسط Moein |

سلام..فکر کنم اولین چیزی که تو دانشگاه اساتید اول هر ترم به ما میگن که دانشجوی منابع طبیعی باید اون رو از بر باشه ترتیب اصول رده بندیه

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 13:45 توسط Moein |

منبع :روزنامه اعتماد مورخ ۳/۶/۱۳۸۸

نویسنده :مونا قاسميان

رئيس دولت دهم در برنامه تلويزيوني پنجشنبه شب گذشته خود که به معرفي وزرا و کابينه دولت دهم اختصاص داشت زماني که مجري برنامه از وي درباره معاونانش و رئيس جديد سازمان حفاظت محيط زيست پرسيد، گفت؛ «در حوزه محيط زيست به اين نتيجه رسيديم که از يکي از آقايان استفاده شود. اگر چه به لحاظ فهم محيط زيست خانم ها ارجحند اما ساختار و سازمان محيط زيست کشور متناسب با نيازهاي امروز نيست و بايد تغيير کند. سازمان ضعيفي است که بايد قوت پيدا کند.»اين نظر رئيس دولت دهم نشان دهنده اين بود که احمدي نژاد از عملکرد رئيس سازمان محيط زيست در چهار سال گذشته رضايتي ندارد و براي همين بعد از 12 سال تصميم گرفته است مديري متفاوت حداقل از نوع جنسيت براي رياست بر يکي از حساس ترين سازمان هاي حفاظتي کشور انتخاب کند. اما در حالي که رئيس دولت اکنون همه وزرا و معاونان خود را انتخاب کرده است رايزني ها در پشت پرده براي رئيس جديد سازمان حفاظت محيط زيست ادامه دارد. طبق آخرين اخبار رسيده اين بار يکي از گزينه هاي مطرح شده محمد علي آبادي است. رئيس سابق سازمان تربيت بدني و فردي که به عنوان وزير نيرو به مجلس نيز معرفي شده است. احمدي نژاد درباره معرفي علي آبادي به عنوان وزير نيرو گفته بود؛ «تقصير شکست در فوتبال برعهده او بود اما در رشته هايي که آرزوي مدال هم نداشتيم، مدال گرفتيم. ولي در فوتبال کارش خوب نبود و نتوانست. ولي ايشان کارش عمراني است.» اما علي آبادي فردي گمنام تر از فاطمه جوادي رئيس سابق سازمان حفاظت محيط زيست براي رياست در اين حوزه است. او نه سابقه و نه تحصيلات زيست محيطي دارد و نه تاکنون هيچ جا کوچک ترين نشانه يي از علايق زيست محيطي از وي ديده شده است. مديريت او در سازمان تربيت بدني نيز همواره با انتقادات گسترده يي روبه رو بوده است . بايد پرسيد چگونه فردي که هيچ سابقه و تخصصي در زمينه محيط زيست ندارد مي خواهد وضعيت اين سازمان را بهبود بخشد.

پس از معرفي وزراي کابينه دولت دهم تعدادي از نمايندگان مجلس از راي نياوردن برخي از اين کانديداها خبر دادند. عضو کميسيون انرژي مجلس يکي از اين نمايندگان بود که معتقد است تجربه و تخصص علي آبادي ربطي به وزارت نيرو ندارد. از اين رو نگراني هايي را در اين زمينه مطرح کرده اند.شايد همين اظهارنظرهاي نمايندگان مجلس مبني بر اينکه شايد چهار يا پنج وزير پيشنهادي احمدي نژاد از مجلس راي اعتماد نگيرند، باعث شده است همچنان سازمان حفاظت محيط زيست بدون رئيس باقي بماند؛ تا اين بار رئيس سازمان يکي از وزراي ناکام در مجلس باشد. از سوي ديگر وزير برکنار شده جهاد کشاورزي هم يکي ديگر از گزينه هايي است که مطرح شده است. احمدي نژاد درباره وزير کشاورزي دولت نهم گفت؛ شماره تلفن ايشان را همه داشتند و اسکندري چهار پنج سال نخوابيد. اين در حالي است که اعلام شماره تلفن همراه اسکندري وزير کشاورزي دولت نهم از جانب وي در صداوسيما توسط بيشتر کارشناسان و حتي عموم مردم نشانه يي از نبود شناخت وي از مشکلات فراوان کشاورزان بود. بايد پرسيد انتخاب اسکندري که عملکرد مثبتي در زمينه حفاظت از جنگل ها در سال هاي مديريتش نداشته است بر چه اساسي براي سازماني که وظيفه حفاظتي بر عهده اش است صورت گرفته.ا

ما پيش از مطرح شدن اين نام هاي جديد از دکتر محمد صدوق مدير کل محيط زيست استان تهران و همچنين از دکتر اشرفي پور مدير کل محيط زيست استان مازندران به عنوان جدي ترين و تنها گزينه هاي پيشنهادشده از سوي کميته فني انتخاب هيات دولت دهم ياد شده بود. اين انتخاب از سوي کميته فني باعث شد کارشناسان حوزه محيط زيست کشور براي اولين بار اميدوار به تغيير و بهبود وضعيت محيط زيست بحران زده کشور شوند. کارشناسان اين حوزه معتقدند انتخاب هر کدام از اين دو نفر از آن جهت اميدبخش است که براي نخستين بار فردي از بدنه محيط زيست به رياست اين سازمان مي رسيد؛ سازماني که طي 30 سال اخير به دليل ورود مديراني خارج از بدنه سازمان در وضعيتي بسيار بحراني قرار دارد.زماني که رئيس دولت دهم در برنامه تلويزيوني خود سخن از وضعيت بحراني محيط زيست و تغيير رياست و ساختار سازمان داد، بسياري از مردم علاقه مند به اين مقوله خوشحال شدند که رئيس دولت هم اين بار از اين وضعيت اسفناک باخبر است و براي همين است که کميته فني انتخاب هيات دولت دهم اين بار دو نفر از درون بدنه سازمان را پيشنهاد دادند؛پيشنهادي که شايد مورد قبول بسياري از کارشناسان و متخصصان اين حوزه نباشد. اما وقتي نام هايي مانند علي آبادي يا اسکندري براي رياست بر اين سازمان مطرح مي شود بيشترشان تغيير نظر مي دهند. روزها مي گذرد و هر روز نامي جديد براي رياست بر سازماني مطرح مي شود که همه مردم ايران به نوعي با آن ارتباط مستقيم دارند. از هوايي که در آن تنفس مي کنند تا آبي که مي نوشند. باز هم بايد صبر کرد تا اين بار هم نظر و ايده رئيس دولت دهم را در انتخاب معاون و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست ديد.

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 1:37 توسط Moein |

1- دوره بهره برداري کوتاهي دارند.
2- زمين را با سرعت بيشتر مي پوشانند و خاک  را در مقابل عوامل نامساعد جوي بهتر حفظ مي کنند.
3- برخي از گونه هاي سوزني برگان در زمينهاي سخت و عاري از پوشش گياهي بسرعت رشد مي کنند و زمين را براي جنگلکاري گونه هاي پهن برگ آماده مي کنند.

4- جنگلکاري با سوزني برگان هزينه اندکي دارد.
5- جنگلکاري سوزني برگان در ارتفاعات زياد براي جلوگيري از ريزش و لغزش خاک به منظور حفظ و حمايت جنگلهاي پايين دست ارزش زيادي دارد.
6- جنگلکاري تپه هاي شني سواحل دريا در مناطق معتدله بطور عمده بوسيله سوزني برگان انجام مي شود.
7- استفاده از سوزني برگان در آرايش پارکها و باغها
8-سرعت رشد زياد و ميزان محصول بعضي از سوزني برگان قابل توجه است.

9- گاهي بمنظور غني سازي جنگلها، سوزني برگان را با جنگلهاي پهن برگ آميخته  مي کارند. مانند جنگلهاي راش شمال همراه با پيسه آ و کاج جنگلي
10- سوزني برگان نرمش اکولوژيکي بالايي داشته و در خارج از رويشگاههاي خود نيز رشد مي کنند. مانند پيسه آ، کاج جنگلي، کاج سياه و ...
11- سوزني برگان بخاطر هميشه سبز بودن در زمستان منظره زيبايي به جنگل مي دهند.

 منبع : جزوه درسی درخت شناسی (۲) دکتر فرهاد قاسمی آقباش - استاد سابق رشته جنگلداری دانشگاه شهید چمران اهواز

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 0:45 توسط Moein |

تغييركاربري از نظر جايگزيني گونه هاي گياهي بدون مطالعه تجربي و علمي در شهرها بويژه در مناطق كوهستاني مسئله اي قابل نظر و تعمق است كه اين تغيير كاربري عجولانه از نظر زنجيره زيست محيطي مناطق اثراث منفي و مشكلات متعدد و گاه ويرانگر در پي دارد.
درختكاري برخلاف كشت گندم و جو و لوبيا و نخود و امثالهم در سال اول اثرات محيطي خود را نشان نمي دهد، بلكه حداقل در ميان مدت واكنش آن نمايان مي گردد كه بدون شك از نظر زيست محيطي اين مدت خيلي دير است. بديهي است اثرات منفي بدون مطالعه كاشت در كوهستان شدت بيشتري دارد. عملياتي مانند تراس و بانكت و شخم و زير و رو كردن خاك كه منجر به اضمحلال گونه هاي بومي مي گردد عارضه اي است كه رفته رفته نمايان مي شود. سيل هاي متعدد و مخرب ناشي از اين اقدامات عجولانه در قالب طرح هايي با اسامي پرطمطراق و ناشيانه است كه آرام آرام نمايان مي شوند. به جرأت مي توان گفت كه در سراسر پهنه ايران زمين رودخانه اي نخواهيم يافت كه گل آلود نباشد و به پر كردن سدها و دريا و طالاب ها نينجامد. در صورتي كه در ۳ يا ۴ دهه قبل چنين نبود.
هجوم ناشيانه و تخريب گرايانه، به كوهستانهاي سراسر كشور از غرب تا شرق گرفته تا شمال و جنوب به شدت جريان دارد. شخم عمود بر خطوط ميزان (در جهت شيب) كاشت درختان غيربومي مانند انواع سوزني برگان و پهن برگان زينتي و چوبده بدون مطالعات سازگاري، كاربري كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات و بيماريهاي نباتي ناشي از عدم سازگاري گونه هاي غيربومي چنان محيط زيست و زيست بوم هاي كوهستان را تهديد مي نمايد كه در بسياري از نقاط كشور مانند، كردستان، كرمانشاه، اروميه، زنجان، كلاردشت، كجور، گلستان و نقاط مشابه كاملاً ملموس و مشهود مي باشد.
به علت اين تغيير كاربري در چارچوب طرحهاي دهان پركن هجوم گياهان مهاجم به حدي است كه گونه هاي بومي را مضمحل كرده و در بسياري نقاط اثري از آنها نيست چرا؟
غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد
از كجا سر غمش در دهن عام افتاد
كارشناسان ذينفع بر اين باورند كه تعيين گونه درختي و درختچه و يا به طور عام تمامي گياهان بايد در چارچوب و قاعده ويژه باشد. سرشت گونه از نظر خاستگاه رويشي اولين و اساسي ترين عامل در انتخاب و گزينش است متأسفانه كاشت اكاليپتوس در ارتفاعات سردسير و يا ساير گونه هاي مشابه باعث تعجب بيننده مي شود. به طوري كه در يك تعيين گونه براي مناطق خشك و نيمه خشك نامي از كاج دريايي برده شده كه حتي به نام با مسماي گونه كه خود معرف رويشگاهي است توجه نكرد ه اند؟
زماني تب و تاب كاشت زربين چنان رايج و همه گير شده بود كه هر جا به اين گونه برخورد مي شد اينك گذشت سالها به زيان آن به منابع عظيم خدادادي اشاره مي كند.
گونه هايي نظير پيسه آ، كاج سياه، كاج جنگلي و... نيز چنين سرنوشتي دارند كه مي توان عيناً مشاهده نمود.
امروزه در مورد گونه زيتون به چنين اقدامي مبادرت شده است به طوري كه كاميونهاي حامل اين گونه بهشتي گاه زاهدان زماني در كردستان و تهران و زنجان و... در حال تردد ديده بشوند تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد.
در نقل و انتقال نهال و بذر از يك استان به استان ديگر هيچ گونه ضابطه اي نيست انواع گياهان با آلودگي آفات بيماري در حال انتقال و كاشت هستند و به قدري ناشيانه صورت مي گيرد كه نمي توان بر باور آورد. ورود انواع بذور گياهي همراه مسافر از كشورهاي ديگر كه بيشتر بدون اطلاع از عواقب وخيم آن و يا ديگر وسائل بدون قرنطينه از نظر آفات و بيماري ها ادامه داشته و دارد كه مي توان نمونه هاي وارداتي پس از مدتي به علت عدم سازگاري با محيط جديد از بين مي روند ولي اثرات زيست محيطي آن در براندازي گونه هاي بومي ناشي از رقابت  سال ها باقي خواهد ماند در اين مورد
نيز مي توان به كاشت كهور آمريكا... Prosopis Joliflora در بندرعباس و ديگر مناطق اشاره نمود كه با هجوم وحشتناك خود تقريباً تمامي گونه هاي بومي را از بين برده و يا در حال عقب راندن آنهاست.
در مورد مشابه مي توان به وارد كردن ناشيانه آزولا به كشور و هجوم آن به مزارع برنج و تالاب ها بويژه تالاب بين المللي انزلي اشاره نمود كه مرگ تدريجي را باعث شده است. واقعاً مسئول كيست و زيانگر كدام است؟
به هر حال گونه هاي سوزني برگ همانند كاج الدار (تهران) سرو نقره اي، اكاليپتوس كه بيش از يك قرن قدمت دارد و آزمايش هاي سازگاري خود را نشان داده  اند بويژه كاج الدار (كه از شهرستان خواف خراسان به سراسر ايران گسترش يافته و هنوز هم مهد توليد اين گونه است) با توجه به شرايط و خواست گياه قابل قبول است.
اما كشاندن گونه هاي غيربومي و وارداتي به داخل منابع طبيعي و جنگلها فاجعه اي عظيم به دنبال دارد كه هيچگاه قابل جبران نيست و وقتي عظيم تر خواهد شد كه به علت عدم سازگاري حمله آفات و بيماري ها را درپي داشته باشد و پس از امحاء ميزبان هجوم ساير گونه هاي شروع خواهد شد مانند افت ابريشم باف ناجور كه امروزه در شمال غربي كشور تقريباً تمامي گونه ها را در بر گرفته تا آنجا كه بيننده را متأثر مي نمايد.
پس چه بايد كرد كه چنين نشود؟
۱- از اجراي طرح هاي ناشيانه و عجولانه و بدون مطالعه كارشناسي پرهيز گردد.
۲- هر گونه تغيير كاربري و جايگزيني گونه هاي وارداتي و غيربومي و نقل و انتقال نهال و بذر از استان به استان ديگري شديداً تحت كنترل باشد.
۳- از گسترش طرحهايي با اسامي دهان پر كن به ارتفاعات و كوهستانها به شدت جلوگيري گردد.
۴- فرهنگ كاشت و داشت و صيانت از گونه هاي ارزشمند بومي ترويج گردد.
۵- در نهايت به تجربه و علم احترام گذاشته شود. از انديشمندان و عاشقان طبيعت و زيست بومهاي اين كشور كه متنوع ترين گونه هاي گياهي دنيا را در بر دارد، استفاده شود.
اميرحسين داراب زند
كارشناس منابع طبيعي
منابع:
۱ـ زنده ياد استاد دكتر كريم جوانشير، اكاليپتوس
۲ـ زنده ياد استاد دكتر كريم جوانشير، سوزني برگان
۳ـ اميرحسين داراب زند، خواف سرزمين كاج الدار
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 23:38 توسط Moein |

مطلبی که در وبلاگ یکی از عزیزان  به نام "بزرگ مردان طبیعت ایران" امروز مشاهده کردم که من رو بر آن داشت تا مطلبی در مورد استاد کریم ساعی گردآوری کنم ...

 زنده ياد کريم ساعي در سال 1289 در شهر مشهد به دنيا آمد. در سال 1310 با درجه مهندسي از دانشکده فلاحت فارغ التحصيل شد براي ادامه تحصيل به همراه اولين گروه دانشجويان ايراني راهي کشور فرانسه شد و در کنکور انستيتو اگرونوميک پاريس که از مراکز معروف و معتبر علمي جهان است قبول شده، دوره چهار ساله انستيتو را هم با همان درخشندگي و درجه ممتاز به پايان برد و  براي ارتقا تحصيلات علمي به امريكا اعزام شد و در سال 1316 موفق به اخذ درجه فوق ليسانس  (.M.S) دوره مهندسي جنگل از دانشگاه بركلي در ايالت كاليفرنيا شد.  سرانجام در سال 1316 با کوله باري از دانش، تجربه و عشق به وطن مراجعه کرد.

استعداد شگرف، دانش عميق در جنگل، مهندسي و رياضيات، ادب و هوش سرشار دکتر ساعي به او شخصيت بين المللي داده بود به طوري که در همان سال هاي تحصيل در فرانسه به دليل موفقيت هاي کم نظيري که کسب کرده بود، مجله معروف علمي تخصصي Revuedubios با چاپ عکس و زندگينامه ساعي او را به عنوان يکي از نوابغ و نوادر علمي معرفي کرد

كريم ساعي در سال 1316 با كوله باري از علم و دانش و عشق و علاقه‌اي وافر براي خدمت به ميهن، به ايران بازگشت و واحد دايره جنگل را در وزارت فلاحت و عامه تاسيس كرد و فعالیت های عملی خود را از سال 1318 به عنوان رییس بنگاه جنگل ها شروع کرد. اين واحد نخستين تشكيلات جنگلباني ايران بود. زنده‌ياد ساعي با تلاش صادقانه و مجدانه علاوه بر ارتقا تشكيلاتي اين نهاد، به عنوان استاد دانشگاه براي نخستين بار رشته جنگل را در دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران پي ريزي كرد و تدريس عام جنگل شناسي در اين دانشگاه را بر عهده گرفت.

 نشر علوم جنگل و مرتع به صورت مدون براي نخستين بار پس از بازگشت وي به ميهن آغاز شد. شادروان ساعي در سال 1321 نشريه‌اي به نام "شمه‌اي درباره جنگل‌هاي ايران" منتشر و سپس در سال هاي 1327 و 1329 شاهكار علمي خود را با عنوان جنگل شناسي در دو جلد منتشر كرد كه با نشر اين كتاب پايه و اساس اطلاعات علمي جنگلبانان كشور پي ريزي شد. اين در حالي است كه هنوز از پس نيم قرن اعتبار علمي آن باقي است. وي اولين فردي بود كه به تعيين مساحت جنگل‌هاي ايران پرداخت. اين استاد فقيد در پانزدهم آذرماه 1328 نشريه مخصوص كاركنان بنگاه جنگل‌ها را با عنوان "خبرنامه بنگاه جنگل‌ها" منتشر كرد كه اولين نشريه ايراني در زمينه منابع طبيعي بود. وي همچينين چندين نشريه تخصصي همچون «شمه‌اي درباره جنگل‌هاي ايران» و «خبرنامه بنگاه جنگل‌ها» را منتشر كرد.

زنده ياد ساعي مظهر صداقت و اميد به آينده بود و با سرشتي پاك و توانمندي وصف ناپذير به خدمت مردم اين شتافته بود. رفاه جامعه را در آسايش افراد آن و محترم شمردن حقوق انساني مي‌دانست. درخت و جنگل را هديه‌اي خدايي و سازنده پيكر حيات مي‌دانست و اين سخن بتهوون را مكرر بر زبان مي‌راند :«براي من درخت همانند يك انسان ارزش دارد».

 او اولين كسي بود كه براي جنگل كاري و توسعه فضاي سبز در تهران گام‌هاي موثري برداشت و می توان وی را پدر علم جنگلکاری در ایران نیز نامید او به كشت گونه‌هاي عرعر، سرو، ‌كاج، چنار در تهران و اطراف آن همت گماشت. پارك ساعي و چنارهاي سر به فلك كشيده خيابان ولي عصر تهران يادگار فراموش نشدني اين عالم بزرگ و علم و عمل است. دانش عميق، استعداد شگرف و هوش سرشاري از او شخصيتي بين المللي ساخته بود، به طوري كه پس از مرگ نابهنگامش مجلات و محافل كشورهاي دنيا با تاسف بار خواندن آن مطالب ارزنده‌اي در توصيف شخصيت علمي و انساني او در صفحات روزنامه‌ها و مجلات درج كردند

دکتر احمد مصدق استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران درباره کریم ساعی می نویسد : او بانی جنگلبانی نوین ایران است و پایه گذار سازمان جنگل ها و مراتع کشور.

ساعی در حققت اولین استاد جنگلشناسی در دانشکده کشاورزی کرج بود و پایه گذار اولیه آزمایشگاه جنگل و چوبشناسی دانشگاه تهران.

مرحوم ساعی در سال ۱۳۲۱ خورشیدی مساحت تقریبی جنگل های ایران را ۱۹.۵ میلیون هکتار بر آورد نموده بود.

بزرگوار که همواره به تحقيق و تفحص مشغول بود سرانجام حين انجام يک ماموريت علمي در روز چهارم دي ماه 1331 هنگام بازگشت از سفر شيراز بر اثر سانحه سقوط هواپيما دعوت حق را لبيک گفت و به وصيت خودش در دانشکده منابع طبيعي دانشگاه تهران که همان جا روزگاري داشتند و روزگاري مدرس بود به خاک سپرده شد.

بدون ترديد نام بلند آوازه اين استاد بزرگ، محقق کم نظير و مدير مدبر به خاطر علم و جهاد و کوشش و ايثار و خدمات برجسته علمي و فرهنگي و سازندگي براي همه دوران ها و نسل هاي اين سرزمين همچون ستاره يي درخشان بر تارک تاريخ علوم منابع طبيعي ايران تابناک خواهد ماند.

نامش زنده و راهش پر رهرو باد

منابع :

روزنامه اعتماد

‌www.ketabeavval.ir

کتاب جنگل شناسی و پرورش جنگل دکتر مروی مهاجر،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ دوم، 1385.

کتاب جنگل شناسی دکتر احمد مصدق،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ سوم،1383

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 17:51 توسط Moein |

با گرم شدن زمين چيزي بيشترازآب وهوا درخطراست. گونه‌ها (گياهي و جانوري) با نرخ وحشتناکي دارند نابود مي‌شوند. ماعلت آن هستيم - اما ما راه حل آن نيز مي‌توانيم باشيم.‏

حداقل8 ميليون گونه نادر حيات دراين سياره وجود دارد، و شما مي‌توانيد به خاطراينکه معتقديد همه آنها را مي‌توان در «آنداسيب» يافت، بخشوده شويد. قدم زدن دراين جنگل باراني درماداگاسکار مانند واردشدن به مجموعه‌اي ازحيات است. نور آفتاب از ميان کناره‌هاي لطيف ‏RAVENA LOUVELLI‏ يک نخل درمعرض خطر، که مانند خيلي چيزهاي ديگر، تنها دراين جزيره آفريقايي پيدا مي‌شود، نه جاي ديگرنفوذ مي‌کند. مارمولک‌هاي دم برگي به درختان که سبزپوش شده‌اند چسبيده‌اند. يک آفتاب پرست چاق شل و ول روي يک شاخه درازکشيده است و چشمان ريزوبراقش دنبال غذا مي‌گردد. حيواني راکه من بيشتر ازهمه اميدواربودم پيداکنم ابتدا نمي‌بينم - ولي صدايش را مي‌شنوم - يک جيرجير مداوم که آرامش جنگل را به‌هم مي‌زند. راهنماي مالاگاسي من. «ماري رازافيند راسولو»، منبع صدا را که برروي شاخه‌اي نشسته است پيدا مي‌کند. يک ايندري سياه و سفيد، بزرگترين لمور(ميمون ماداگاسکار) - يک نوع پريمات که تنها درماداگاسکار پيدا مي‌شود. گفته مي‌شود جيغ او يک فرياد براي فاصله گرفتن اسـت، هشداري به ايندري‌هاي ديگربراي اين که فاصله‌شان را حفظ کرد و از رقابت براي غذا خودداري کنند.اما خطرمزاحمان زياد وجود ندارد. اين گونه‌ها - مانند خيلي لمورها و حيوانات ديگر در ماداگاسکار، و حيات وحش در زمين - درمعرض خطرقراردارند و به سرعت رو به زوال هستند.‏


ماداگاسکار که 80 تا 100 ميليون سال پيش از آسيا جدا شد - ازخيلي جهات کاملاً با بقيه خشكي‌هاي زمين متفاوت است. اين همه مدت درانزواي جغرافيايي، ماداگاسکار را به يک زمين بازي دارويني تبديل کرد و باعث شد حيوانات وگياهانش اشکال اصلي خودرا به‌طور کامل حفظ کنند.‏‎ آنها شامل گونه‌هايي با ظاهر عجيب مانند موش کوتوله لمور - يک پستاندار به اندازه کف دست که ممکن است کوچکترين پريمات روي زمين باشد ـ و به يادماندني مانندفوسا گوشت‌خوار، يک حيوان شبيه گربه به طول 75 سانتي متر مي‌شوند. حدود 90 درصد ازگياهان و 70 درصد ازحيوانات محلي هستند که معنايش اين است تنها درماداگاسکار پيدا مي‌شوند. اما چيزي که زندگي را دراين جزيره استثنايي مي‌سازد در معرض خطر است. «راسل ميترماير» رئيس گروه بين المللي حفاظت ازحيات وحش (‏CI‏) مي‌گويد: «اگرما اين حيوانات را در ماداگاسکار ازدست بدهيم، آنها هيچ گاه بازنخواهندگشت.»

اين ضايعه به نظرمي‌رسد ازهميشه محتمل‌تر است چون اين حيوانات هرگز تا اين حددرخطرنبوده‌اند. ماداگاسکار که زماني پوشيده ازجنگل سرسبز بود، از زماني که انسان‌ها حداقل 1500 سال پيش وارد آنجاشدند، زيستگاه‌ها را تکه‌تکه وحيوانات را عملاً بي‌سرپناه کردند شاهد قطع يا سوزاندن بيش از 80 درصد گياهان اصلي خود بوده است. شکار بي‌رويه، شمار زيادي ازگونه‌ها را نيست ونابود کرده است، ومعدن کاري، چوب بري واکتشاف انرژي آنهايي راکه مانده‌اند تهديد مي‌کنند. ميترماير، آمريکايي که بيش از 25سال است به اين کشور سفرمي کند، مي‌گويد: «شما منطقه‌اي به اندازه نيوجرزي در ماداگاسکار داريد که هنوز زير جنگل است وهمه اين تنوع شگفت انگيز درآن انباشته شده است.»

ماداگاسکار يک کانون بحران حفاظت از محيط زيست - اصطلاحي براي منطقه‌اي ازلحاظ زيست شناسي بسيار متنوع و به ويژه درمعرض تهديد - است، واين درحالي‌که ويژگي خاصي به اين جزيره مي‌دهد، آن را به سختي به‌حال خود مي‌گذارد. طرفداران حفظ محيط زيست تخمين مي‌زنند انقراض جهاني گونه‌ها با سرعتي بيش از 1000 برابر پيش از آنکه انسان شروع به تکثير بکند، دارد اتفاق مي‌افتد. ازآن بدتر، اين انقراض مي‌تواند سرعت بيشتري بگيرد.



قيمت انقراض

پنج موج انقراض تاکنون درتاريخ اين سياره وجود داشته است - ازجمله انقراض دوره يخبندان 250 ميليون سال پيش که تقريباً 70 درصد همه حيوانات خشکي و 96 درصد جانوران دريايي درآن ازبين رفتند وجديدترين، حادثه کرتاسه در 65 ميليون سال پيش بود که به دوران دايناسورها پايان داد،اما دانشمندان مي‌گويند نمونه برداري ازجمعيت حيـوانات نشان مي‌دهد ما ممکن است وارد ششمين موج انقراض بزرگ گونه‌ها شده باشيم و اين بارعلت آن يک سيارک سرگردان يا آتش فشان‌هاي بزرگ نيست. خودماهستيم.‏

ما ازطريق شمار درحال افزايش خود ميل شديد به منابع طبيعي وبيشترازهمه تغيير آب وهوا - که طبق يک برآورد مي‌تواند به نابودي 20 تا 30 درصد همه گونه‌ها تا پايان اين قرن کمک کند - داريم زميني را شکل مي‌دهيم که از لحاظ زيست شناسي تحليل رفته است. ارزيابي سال 2008 اتحاديه بين المللي حفظ طبيعت دريافت از هر چهار جانور پستاندار در جهان، تقريباً يك جانور ازجمله گونه‌هاي به خطرافتاده مانند ديو مشهور تاسماني باخطر انقراض روبرو است.ماهيگيري بيش از حد واسيدي کردن اقيانوس‌ها، گونه‌هاي دريايي گوناگون ازماهي تن گرفته تا مرجان‌هاراتهديد مي‌کنند. «سيمون استوارت» رئيس کميسيون بقاي گونه‌هاي ‏IUCN‏ مي‌گويد «تقريباً همه چيز داردنابودمي شود. و وقتي به اثرات تغييرآب وهوا فکرمي کنم واقعاً مرا مي‌ترساند.» ترسناک براي هواداران حفاظت ازمحيط زيست،گذشته از هرچيز، تقريباً گونه‌هايي که در گذشته زنده بوده‌اند امروز ازبين رفته‌اند و شايد به اين معني است تکامل انقراض را اقتضا مي‌کند. وقتي ما از واژه انقــــراض بــراي صحبت درباره صنعت اتومبيل سازي ايالات متحده صحبت مي‌کنيم آيا واقعاً مهم است اگرگونه‌هايي مانند قورباغه هولدريج، دلفين رودخانه يانگ تسه و قورباغه طلايي را که عملاً در سال‌هاي اخير از بين رفته‌اند، ازدست بدهيم؟ نابودشدن چندگونه ازميان ميليون‌ها چه اهميتي دارد؟‏ ‏يکي اينکه ما نيز حيوان هستيم ومانندهرشکل ديگري ازحيات به‌ اين سياره وابسته ايم.

هرچقدر گونه‌هاي مختلف در يک نظام زيستي زندگي کنند، اين سالم‌ترين و پرثمرترين آنها هستند که براي ما اهميت دارند - تحقيق اخير به‌وسيله صندوق جهاني حيات وحش (‏WWF‏) مي‌گويد: ارزش اقتصادي، خدمات نظام زيست جنگل‌هاي باراني آمازون بالغ بر100 دلار درهرهکتار (حدود5/2 جريب ) است. وقتي ما يک شبکه بومي را آلوده وجنگل‌هايش را نابود مي‌کنيم وآن را از بين مي‌بريم، از زمين وامي مي‌گيريم که نمي‌توانيم تاديه کنيم و اين وام‌ها سررسيدشان فرا خواهد رسيد ـ بعد موجودات وحيوانات کشف نشده‌اي وجود دارند که مي‌توانند به عنوان پايه واساس داروهاي موردنياز به کار گرفته شوند – همان‌طور که اجزاي اصلي سازنده آسپرين از شکر علف مرغزار گرفته شده‌اند - مگر اينکه ناخودآگاه آنها را نابود سازيم. کارتر رابرتز رئيس ‏WWF ‎‏ مي‌گويد: «ما داستان‌هاي زيادي درباره اينکه نابود شدن تنوع زيستي چه مشکلاتي براي مردم ايجاد خواهد کرد داريم.»


‏جنگل‌هاي نابود شده مي‌توانند احيا و هوا و آب آلوده تميز شوند - اما انقراض هميشگي است وما درباره ازدست دادن چندگونه معدود صحبت نمي‌کنيم.درحقيقت هواداران حفظ حيات‌وحش به آرامي اعتراف مي‌کنند: ما وارد يک عصر تعيين اولويت‌ها شده‌ايم، زماني که ممکن است تصميم بگيريم کدام گونه مي‌تواند واقعاً نجات داده شود. بدترين سناريوهاي ازدست رفتن زيستگاه‌ها وتغييرآب وهوا -‏‎ ‎واين کاري است که به نظر مي‌رسد آغاز کرده‌ايم - نشان مي‌دهند اين سياره صدها هزارتا ميليون‌ها گونه را که بسياري از آنها را حتي هنوز کشف نکرده‌ايم، دارد ازدست مي‌دهد. نتيجه مي‌تواند کشتاربالقوه بيشترحيوانات جهان وتحليل رفتن برگشت‌ناپذيرسياره مان شود. انسان‌ها مي‌توانند زنده بماننــد امـــا مــــا خود را به آنچه اي.او.ويلسون طبيعي‌دان عصرارموزيوک - عصرتنهايي - مي‌خواند، محکوم کرده‌ايم.‏‏ اگر شما به فکر ببرها، کرگدن‌ها و اورانگوتان‌ها هستيد، اگر معتقديد زمين چيزي بيش از صرفاً خانه 7/6 ميليارد انسان است، پس بايد وحشت کنيد. اما ترس نبايد ما را فلج سازد. گروه‌هاي هوادار محيط زيست درجهان با روش‌هاي نو در مقابل تهديدهاي جديد عليه حيات وحش واکنش نشان مي‌دهند. در کانون‌هاي بحران مانند ماداگاسکار و برزيل هواداران حفظ محيط زيست با مردم عادي محلي براي اطمينان از اينکه محافظت ازگونه‌هاي به خطر افتاده با رفاه مردمي که نزديک آنها زندگي مي‌کنند، رابطه تنگاتنگ دارد، همکاري مي‌کنند. استراتژي مشهور به پرهيز از جنگل زدايي از اين هم فراتر مي‌رود و با گذاشتن قيمت روي کربن حبس شده در جنگل‌هاي باراني بين المللي، مشروط براينکه کربن در درخت باقي بماند و قطع يا سوزانده نشود، حفاظت از محيط زيست را تشويق مي‌کند. درحالي که گرم شدن زمين حيوانات را براي فرار از تغييرآب و هوا به مهاجرت مجبور مي‌سازد، هواداران حفظ محيط زيست به فکر ايجاد دالان‌هاي حفاظت شده که به گونه‌ها جايي براي گردش مي‌دهند، هستند. معلوم نيست هيچ يک از اين‌ها ششمين موج انقراض را متوقف سازد، چه رسد به اينکه بتواند تنوع زيستي را که ما ازآن لذت مي‌بريم، حفظ کند، اما ما چاره‌اي نداريم جز اينکه سعي خود را بکنيم. «کاسي سيگل» مديربرنامه مركز تنوع زيستي (CBD) مي‌گويد: موقعيتي برايمان پيش آمده است، اما داريم آن را از دست مي‌دهيم.»‏

 

 

منبع : www.time.com

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 0:25 توسط Moein |

 

زغال اخته با نام علمی Cornus mas L.   و نام عمومی Cornelian Cherry  یا European Cornel از خانوادهCornaceae    و جز گیاهان دولپه ای (Dicotyledon)درختی بومی ایران و منطقه رویشی آن در جنگل های ارسباران است.

دایره المعارف ویکیپدیا این گیاه را بومی جنوب اروپا و جنوب غربی آسیا معرفی کرده است.

منطقه ی قزوین و رودبار به ویِژه در حاشیه البرز، بیش ترین تولید کننده و صادر کنندگان زغال اخته ی کشور محسوب می شوند.

 

رده بندی علمی زغال اخته:

Scientific classification

Kingdom:

Plantae

(unranked):

Angiosperms

(unranked):

Eudicots

(unranked):

Asterids

Order:

Cornales

Family:

Cornaceae

Genus:

Cornus

Subgenus:

Cornus

Species:

C. mas

مشخصات ظاهری و گیاهشناسی

زغال اخته گياهي است خزان پذير با نرخ رشد کم كه ارتفاع آن به ۵/۴ تا ۶ متر و در موارد اندكي تا 7/5 متر نيز مي رسد. جز گیاهان هرمافرودیت است.

زغال اخته در تقسیم بندی گیاهان چوبی از نظر ارتفاع و بلندی جز دسته درختک ها (درخت کوچک) است. یعنی گیاهان چوبی که تنه واحد داشته و ارتفاعی کمتر از 6 یا 7 متر دارا است.

از جمله ویژگی های گیاه شناسی  بارز این درختک طرز قرار گرفتن جوانه ها یا برگ ها در روی شاخه ها است که به صورت متقابل متلاقی است. در اين حالت زاويه انحراف 90 درجه است. زيرا هرجوانه با جوانه متقابل زاويه انحرافش 180 درجه است اما چون با جوانه بالاتر و پايين تر به صورت متلاقي قرار گرفته، لذا زاويه بين جوانه ها 90 درجه است

شكوفه هاي درخت ذغال اخته در اواخر فصل سرد زمستان، تقريباً سه هفته آخر، يا اوايل فصل بهار و پيش از پيدايش برگ ها پديدار مي شود. شكوفه هاي زغال اخته رنگ زرد بسيار زيبايي دارند و در خوشه هاي مدور بر روي شاخه هاي سخت گرد هم مي آيند . از اين رو به خوبي در زمينه تيره رنگ شاخه ها ديده مي شوند. شكوفه هاي كوچك اخته در اواسط تابستان به ميوه هاي شفتي تبديل مي شوند .

ميوه هاي بيضي شكل ذغال اخته به طول 1 تا 2/5 سانتي متر و پهناي يك سانتي متر ، در ابتدا زرد رنگ هستند و به تدريج رنگ آنها رو به قرمزي مي رود و میوه های آن طعم ترش و شیرینی دارد.به طوري كه ميوه هايي كه به رنگ قرمز تيره يا آلبالويي شوند قابل خوردن هستند . علاوه بر انسان پرندگان نيز ميوه هاي ترش اخته را بسيار دوست دارند و چنانچه در چيدن آنها تاخير شود، به سرعت توسط پرندگان خورده مي شوند.

 پو ست تنه آن قهوه ای ما یل به زرد است.

 

اکولوژی

دوره رشد این گیاه در بهار و تابستان است

زغال اخته جز گیاهان معرف خاکهای بازی (PH˃7) است. در بعضی منابع ذکر گردیده که این درخت مقاومت کمی به خشکی دارا است.

بارندگی سالیانه مورد نیاز ان بین 760 تا 1270 میلی متر در سال عنوان شده است.

در باغ گیاه شناسی دانشگاه استراسبورگ فرانسه این گیاه با موفقیت کاشته شده است حال اطلاعات اقلیمی این منطقه را در زیر می بینیم :

میانگین بیشترین دماهای ماهانه به درجه سانتی گراد : 25.8

میانگین کمترین دماهای ماهانه به درجه سانتی گراد : 1.8-

بیشترین دمای ثبت شده (حداکثر دمای مطلق) به درجه سانتی گراد : 38.6

کمترین دمای ثبت شده (حداقل دمای مطلق) به درجه سانتی گراد : 22.2-

میانگین بارش سالانه به میلی متر : 665

که با توجه به اطلاعات اقلیمی این گونه در رویشگاه ها و نقاطی که کاشت گونه موفق آمیز ذکر شده میتوان در مناطق اقلیمی مشابه با این منطقه چه در ایران و چه در خارج مبادرت به کاشت این گیاه کرد (برای بدست اوردن مشابهت های اقلیمی بین 2 منطقه عموما از نمودار هایتروگراف استفاده می گردد)

در شهریور ماه این گیاه میوه می دهد.می تواند سرما تا 25- درجه سانتی گراد را می تواند تحمل نماید.

گرده افشانی(Pollination) آن توسط زنبور عسل (Beer) انجام می گیرد. گلهای این درختچه به علت نوش فراوان زنبورعسل را به خود جلب می کند

از نظر سرشت نوری این درخت جز درختان جنگلی نیمه سایه پسند محسوب می شود. این گیاه خاک های مرطوب را ترجیح می دهد.

درختک زغال اخته در آب و هوای کرج در بهمن ماه گل می دهد.

درختک زغال اخته حدود 300 سال عمر می کند.

مصرف دارویی

در روسيه و قفقاز مصرف زيادي در صنعت شربت سازي و مربا سازي دارد.
زغال اخته سرشار از ويتامين ث و ب است و مقدار زيادي آهن و كلسيم و منيزيم دارد.
براي رقيق شدن خون و خونريزي است. خون ترش را قليايي مي كند و براي تصفيهْ خون به كار مي رود.
كليه قسمتهاي گياه مقوي و قابض است. پوست درخت اثر تب بر دارد. ميوه هاي رسيده آن در بيماريهاي عفوني و تب اسهال و ورم روده ها و خونريزي ها به كار مي رود.
از جوشانده پوست درخت براي معالجهْ بيماري مالاريا استفاده مي شود. تقويت كنندهْ معده، تسكين دهندهْ عطش است.

نحوه کاشت

زغال اخته را باید به صورت میوه در محیط دارای تهویه نگه داشته سپس در بهار (سال بعد از چیدن) هسته ی آن را از قسمت گوشتی میوه جدا کرد. بعد هسته را تا پاییز سال بعد(یعنی 2 سال بعد از چیده شدن) در ماسه بخوابانید و سپس آن را باید کاشت . در واقع 2 سال بعد از چیدن باید آن را کاشت.

با آنكه اين گياه نسبت به خشكي مقاوم است براي ايجاد محصول خوب بايد به موقع و به قدر كفايت آبياري شود.

1.     کتاب جنگلکاری و نهالستانهای جنگلی،دکتر احمد مصدق،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ سوم،1384.

2.     کتاب جنگل شناسی و پرورش جنگل،دکتر محمد رضا مروی مهاجر،چاپ دوم،1385.

3.     جزوه درسی درخت شناسی 1 دکتر فرهاد قاسمی آقباش،عضو سابق هیات علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه شهید چمران اهواز،زمستان 1386.

4.     http://www.ces.ncsu.edu

5.     http://en.wikipedia.org

6.     http://www.pfaf.org

7.     http://www.tebyan.net

8.     http://www.hamshahrionline.ir

۹.http://www.gardenguides.com

 ۱۰. سایت باغ گیاهشناسی استراسبورگ فرانسه

 

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:58 توسط Moein |

درختی است مقاوم و کم نیاز که در اکثر مناطق و آب و هوا رشد می‌نماید و حتی می‌تواند به ارتفاع تا 25 متر نیز برسد. بعضی از درختان توت فقط گلهای نر تولید نموده و بنابراین میوه نمی‌آورند. این نوع درختان به عنوان یک درخت زینتی سایه‌دار بسیار مناسب هستند.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:15 توسط Moein |

نزديک يک ماه تا فرا رسيدن فصل پاييز باقي مانده است. از گذشته هاي دور رنگ هاي زرد و سرخ برگ هاي درختان در سومين فصل سال مورد توجه هنرمندان بوده و جالب اينکه رنگ هاي درختان بر اساس نوع منطقه اي که در آن قرار گرفته اند با يکديگر متفاوت هستند. بطوريکه لباس پاييزي درختان در آمريکا و آسياي شرقي به رنگ سرخ و اروپاي مرکزي و جنوبي به رنگ زرد است. در حقيقت درختان براساس قاره و عرض جغرافيايي که در آن قرار گرفته اند رفتار ويژه اي را در پوشيدن لباس پاييزي بروز مي دهند. 
 

منشا» تفاوت رنگ برگ درختان در پاييز


 «يارمو هولوپانين» از دانشگاه «کوپيو» در فنلاند، تئوري جديدي را در مجله علمي «نيو فيتولوژيست» منتشر کرده، که نشان مي دهد تغييرات آب و هوايي و مهاجرت هاي بزرگي که ميليون ها سال قبل زمين را دگرگون کرده اند علت اصلي رنگ هاي متفاوت برگ هاي درختان در مناطق مختلف دنيا است.
- زرد:  رنگدانه هاي زرد در برگ ها حضور دارند و زمانيکه رنگ سبز کلروفيل کاهش مي يابد در برگ درخت قدرت مي گيرند. براي رنگ سرخ شرايط کمي پيچيده تر است. بطوريکه رنگدانه هاي قرمز رنگ آنتوسيانين در برگ ها وجود ندارند اما با فرارسيدن پاييز توليد مي شوند. اين رقابت به تازگي کشف شده و بعضي تحقيقات نشان مي دهند که چرا درختان براي ايجاد رنگدانه هاي سرخ در برگ ها از منابع مختلفي بهره مي گيرند. 
- سرخ:  توضيحات متفاوتي براي قرمز شدن برگهاي درختان ارائه شده است. از پخش دوباره آمينواسيدها به بخش هاي ديگر درخت تا استراتژي دفاعي گياه در مبارزه با حشرات از جمله اين توضيحات هستند. در حقيقت شته ها که مولکول هاي آلي را مي مکند جذب رنگ زرد درختان مي شوند در حاليکه به شدت از رنگ قرمز واهمه دارند. بنابراين رنگ سرخ برگ هاي بعضي از درختان ثمره يک مبارزه طولاني تکامل ميان گياهان و حشرات است. 
- تئوري: پروفسور «يارمو هولوپانين» در اين خصوص توضيح داده که تفاوت هاي رنگ هاي برگ درختان در پاييز از 35 ميليون سال قبل آغاز شده است. در آن زمان مناطق وسيعي از زمين پوشيده از جنگ هاي هميشه سبز يا درختان حاره اي بودند. در هزاره هاي يخبندان و دوره هاي خشک بسياري از درختان دستخوش تکامل شده و به درختان برگ ريز تبديل شدند. در ادامه، درختان فرايند توليد رنگدانه هاي سرخ را براي مبارزه با حشرات توسعه دادند. در آمريکاي شمالي و آسياي شرقي، سلسله جبالي که در جهت شمال به جنوب امتداد مي يافتند اين امکان را فراهم مي کردند که گياهان و حيوانات از عرض هاي جغرافيايي پايين تر به عرض هاي جغرافيايي بالاتر مهاجرت کنند و به اين ترتيب توانستند از مناطق پوشيده از يخ عصرهاي يخبندان خارج شوند. همراه با اين گياهان حشرات دشمن نيز مهاجرت خود را آغاز کردند. به اين ترتيب جنگ براي بقا بدون وقفه ادامه يافت. اين درحاليست که در قاره اروپا، کوه ها به خصوص سلسله جبال آلپ در جهت شرق به غرب امتداد يافته اند و همين مسئله مانعي بر سر راه مهاجرت بود. بطوريکه بسياري از گونه هاي درختان در دوره هاي مختلف سرد عصر يخبندان امکان ادامه بقا را از دست دادند و به اين ترتيب حشراتي که به اين گياهان وابسته بودند نيز مردند. اما گياهاني که موفق شدند از اين نبرد پيروز بيرون بيايند مزيت هايي پيدا کردند. اين مبارزه با انقراض بسياري از حشرات پايان يافت و بنابراين ديگر نيازي به توليد رنگدانه هاي سرخ نبود. 
- استثنا»:  به گفته دانشمندان، يکي از شواهد حمايت از اين تئوري در بوته هاي کوچک و درخچه هايي است که در اسکانديناوي رشد مي کنند. برگ هاي اين بوته ها در پاييز به رنگ سرخ در مي آيند. در حقيقت در تفاوت با درختان، اين گياهان کوچک در عصر يخبندان زير لايه اي از برف که از آنها در برابر دماهاي سردتر محافظت مي کرد به حيات خود ادامه مي دادند. به علاوه، اين پوشش سفيد از آنها در برابر حشرات دشمن نيز محافظت مي کرد و به اين ترتيب در پايان عصر يخبندان، مبارزه اين گياهان با حشرات ادامه يافت. نتيجه اين مبارزه در لباس پاييزي سرخ رنگ اين بوته ها جلوه مي يابد.

منبع : www.newphytologist.com

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 0:27 توسط Moein |

1-  سلول فاقد هسته مشخص(هسته فاقد غشاء و هستک)و داراي يک کروموزوم Procaryotes       

 شامل: جلبکهاي آبي و باکتريها

 2- سلول داراي هسته مشخص و داراي کروموزومهاي متعدد         Eucaryotes

             شامل:   1-2- ريسه داران

                          2-2- کروموفيتها

 

1-2- ريسه داران       Tallophytes 

     گياه از يک يا تعداد زيادي سلول تشکيل شده، فاقد اندامهاي مشخص نظير ساقه، برگ و ريشه مي باشد.

      مانند: گلسنگها، قارچها، جلبکها

2-2- کروموفيتها Coromophytes    

          شامل : 1-2-2- بريوفيتها (خزه ها)

                      2-2-2- ريزوفيتها (گياهان آوندار

 

1-2-2- بريوفيتها       Bryophytes 

     اين گياهان داراي ساقه و برگ بوده ولي فاقد ريشه حقيقي و گل هستند. مانند خزه ها.

 2-2-2- ريزوفيتها Rhyzophytes

             شامل : 1-2-2-2- اسپرماتوفيتها(پيدازادان)

                         2-2-2-2- پتريدوفيتها (کريپتوگامها)

 

1-2-2-2- اسپرماتوفيتها(پيدازادان)

گياهان دانه دار يا گياهان گلدار يا گياهان عالي که شامل:

1-1-2-2-2- بازدانگان Gymnosperms

2-1-2-2-2- پيدازادان اوليه: شامل سيکادها و ژنکيوهاست.

3-1-2-2-2- نهاندانگان Angiosperms که شامل: تک لپه ايها و دو لپه ايهاست.

 

2-2-2-2- پتريدوفيتها (کريپتوگامها) يا نهانزادان آوندي:

اين گياهان بدون گل بوده و توسط هاگ منتشر مي شوند. مانند: سرخسها، دم اسبيان و پنجه گرگيان.

 

منبع : درختان و درختچه هاي ايران، دکتر مظفريان، انتشارات فرهنگ معاصر، 1383.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 14:59 توسط Moein |

آيا ريشه كن كردن درختان جنگل‌هاي آمازون كه به ظاهر موجب توسعه اقتصادي شده و به كسب و كار رونق بخشيده سرانجامي طلايي دارد؟

نتيجه مطالعات يك گروه محقق بين‌المللي شامل كارشناساني از دانشگاه كمبريج و كالج سلطنتي لندن در مورد جنگل‌هاي آمازون بيانگر اين واقعيت است كه تهي كردن جنگل‌ها از درخت براي ساختن الوار و مسطح كردن آن براي كشت محصولات كشاورزي و امور دامداري گرچه ممكن است در كوتاه مدت باعث افزايش ثروت و بهبود وضع زندگي در بخش‌هايي از برزيل شود اما اين توسعه پايدار نبوده با گذشت زماني نه‌چندان طولاني شرايط زندگي مردم به حالت اوليه خود كه پايين‌تر از سطوح شناخته شده بين‌المللي است باز خواهد گشت.

به گفته اين گروه محقق، از سال‌2000، حدود 155‌هزار كيلومتر مربع از جنگل‌هاي بارانزاي آمازون در كشور برزيل دستخوش تجاوز و تعدي عده‌اي فرصت‌طلب و سود‌جو قرار گرفت و اين تخريب به حدي است كه به‌طور متوسط سالانه بيش از يك ميليون و 800هزار ‌هكتار (تقريباً به اندازه مساحت كشور كويت) از جنگل‌ها به مراتع و چراگاه و مزارع كشاورزي تبديل مي‌شوند.

تيمي كه اين گروه محقق را پشتيباني مي‌كند تجزيه و تحليلي روي زندگي افرادي كه در 286 قصبه آمازون ساكنند انجام داده و به اين نتيجه رسيده است كه اين مناطق اگرچه ابتدا توسعه زيادي داشته‌اند ولي در نهايت سرانه درآمد اين جوامع محلي نيز سطح معيشت و سواد‌شان تنزل داشته است.

آمازون يكي از مناطقي است كه كمترين توسعه را در برزيل داشته است، اگر چه فرض بر اين است كه جايگزيني جنگل‌ها با مزارع غلات و مراتع براي چراي دام‌ها و الوار‌كردن چوب درختان ممكن است به پر كردن جيب‌ها بينجامد و شرايط زندگي را دگرگون سازد اما در دراز‌مدت اين درآمد‌ها پايدار نمي‌ماند.كيفيت زندگي مردم با توجه به سطح درآمد، ميزان سواد و طول عمر افراد سنجيده مي‌شود اما در آمازون شرايط بدين گونه نيست چون درآمد بالا به گسترش علم و دانش، كيفيت بهداشت و عمران و آباداني كمك چنداني نكرده است.

آندرو فورد، سرپرست گروه تحقيق معتقد است كه جنگل‌هاي آمازون در جهان به خاطر ارزش‌هاي طبيعي، تنوع زيست بوم و نوع آب و هوا منحصر به فرد است و اگر به همين وضع از جنگل‌ها بهره كشي شود زمان زيادي نمي‌گذرد كه گسترش جنگل زدايي تا مرز زمين‌هاي لم‌يزرع پيش خواهد رفت.

تبديل جنگل‌هاي آمازون به بيابان

به گفته وي، برداشت بي‌رويه از چوب درختان و چراي بي‌وقفه در مراتع و كاشت محصولات كشاورزي در مناطق آمازون به سرعت زمين‌ها را تضعيف كرده آنها را به زمين‌هايي غيرقابل كشت تبديل مي‌كند. به‌عنوان مثال يك سوم از مناطقي كه به‌عنوان چراگاه از اوايل سال‌1990 مورد استفاده قرار گرفته‌اند در حال حاضر به بيابان تبديل شده و قابل استفاده نيستند. وي هشدار مي‌دهد كه با توجه به هجوم جمعيت مهاجري كه به‌عنوان گله دار، زنبوردار، دهقان، معدنچي، نجارو زمين‌خوار به منطقه سرازير مي‌شوند بايد منتظر فجايعي خطر‌ناك در آمازون باشيم.

آندرو فورد ياد آور مي‌شود، به همان اندازه كه بهره‌برداري از اين مناطق براي عده‌اي سودجو خوشايند است صدها برابر براي محيط‌زيست خطرناك است و جلو‌گيري از اين كار به سود مردم منطقه و جهان خواهد بود. البته اين كار بسيار دشوار است و همت جهاني را مي‌طلبد.

Science news

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 15:20 توسط Moein |

کندی بسیار زیاد اجرای طرح خروج دام از جنگل های شمال و معضلات مربوط به قاچاق چوب از مهم ترین مشکلاتی است که جنگل های شمال با آن روبه رو است.جلیل کرمی کارشناس ارشد جنگلداری در این باره می گوید: «یکی از موارد مهم در شمال کشور، طرح خروج دام از جنگل است که درپی آن نه تنها مشکلات اجتماعی و اقتصادی منطقه حل نشد بلکه بیشتر هم شد. بی اطلاعی از خواست دامداران و توقعات فرزندان آنان و همچنین چندگانگی درحقوق ارفاقی اختصاص یافته به دامداران، انگیزه ماندن آنان را بیشتر و مشکلات را افزون تر کرد.

 برخورد قاطع نکردن مراجع قضایی با دامداران و حتی زیر سوال بردن نیروهای منابع طبیعی باعث شد وضع فعلی به وجود آید و هیچ حوزه آبخیزی در شمال وجود ندارد که از دام خالی شده باشد.»
به گفته او بسیاری از روستاییان جنگل نشین دارای خودرو نیسان، قاطر و اره موتوری هستند و حدس زدن شغلشان آسان است. یکی از دلایل مهم بسیاری از طرح ها و برنامه های ناموفق و نیمه موفق جنگل های شمال نبود بستر مناسب یا وجود مشکلات اجتماعی و اقتصادی است.
کرمی معتقد است: «گسترش طبیعت گردی به نفع جنگل نشینان است و نظر برخی که ورود گردشگران مساوی با تخریب فرهنگی و اخلاقی مردم محلی می دانند، درست نیست.»
بنابر آمار، جمعیت ساکن در شمال در طول نیم قرن اخیر 10برابر شده و به حدود هشت میلیون نفر رسیده است.
کمبود جای ناشی از این جمعیت، ساکنان موقت و گردشگران در منطقه شمال است که زمینه را برای تخریب جنگل فراهم می کند. به اعتقاد کرمی هر چه مشکلات اجتماعی و اقتصادی بیشتر باشد، تجاوز به جنگل افزون تر و حفاظت از آن دشوارتر می شود.
نفس ملی شدن جنگل ها و مراتع در سال (1341) برای اعمال مدیریت یکنواخت، اجرای برنامه های مترقی، سلب مالکیت از اشخاص، جلوگیری از اجرای برنامه های پراکنده و اعمال سلیقه های محلی در کنار خلاء
هسته های کارشناسی قوی، می توانست اتفاقی مطلوب و مفید تلقی شود.
او اضافه می کند: «با سلب مالکیت اشخاص، کسانی که بیشترین سود را بردند، رعایای گله های دامداری متعلق به مالکان بزرگ (گالش ها) که از محروم ترین گروه های اجتماعی به حساب می آمدند،بودند. رشد ناموزون صنعتی و گسترش شهرنشینی، حاشیه نشینی روستاییان، بروز نابسامانی های فرهنگی، شروع تنش های اجتماعی و درپی آن بحران های اقتصادی و تزلزل سیاسی در هیات حاکمه وقت و خروج ارز و سرمایه از کشور بخش صنعت را با رکود مواجه کرد.»
به اعتقاد او فروپاشی نسبی مدیریت دولتی بر منابع ملی از سال 56، ناآگاهی عده زیادی از مردم نسبت به نقش منابع طبیعی تجدیدشونده درحفاظت از منابع حیاتی و زندگی انسان و علل دیگر تصرف، تخریب و تبدیل جنگل ها را در سال های اول انقلاب به نوعی مبارزه عمومی و ضد استعماری تبدیل کرده بود.
وقوع جنگ تحمیلی نیز امکان تبیین جایگاه و نقش منابع طبیعی را به تاخیر انداخت و به جنگل های شمال، آسیب های جدی و فراوان وارد شد.
 
کرمی ادامه می دهد: «تهاجم، تخریب و تصرف اراضی ملی و جنگل ها در سال های بعد مهار شد ولی از بین نرفت البته این بار دیگر تخریب جنگل به معنای تولید برای خودکفایی نبود بلکه افزایش جمعیت روستایی و مسائل دیگر فشار مضاعفی بر جنگل تحمیل کرد. حدود یک میلیون و 300هزار نفر در 181هزار خانوار ساکن در محدوده حوزه های آبخیز شمال کشور زندگی می کنند و 48 درصد از کل آبادی های داخل و حاشیه جنگل، کمتر از 20خانوار دارند.»
سعید ورامش کارشناس ارشد منابع طبیعی نیز دراین باره می گوید: «مشکل تامین سوخت روستاییان هنوز به طور کامل حل نشده است. جانشین سوخت فسیلی به جای سوخت گیاهی که در شورای برنامه ریزی کشاورزی و آب در سال 68 در نظر گرفته شده بود به دلیل ضعف شناخت دقیق و همه جانبه این پدیده، تاکنون بسامان نشده است.»
به گفته او شیب و فرسایش خاک در کوهستان، بالا بودن هزینه کشاورزی در کوهستان، ضعف خدمات رسانی رفاهی و بهداشتی و آموزشی به روستاییان، نوعی «فقرساکت» را بر جوامع محلی حاکم کرده است که جوابگوی آن، استفاده روستاییان از جنگل است.
برخی روستاییان شمال کشور به فعالیت هایی همچون زراعت چوب، نوغانداری، زنبورداری و صنایع چوب اشتغال دارند.
ورامش شناخت شیوه های بهره وری از جنگل با مشارکت جوامع محلی را ضروری می داند: «باید با بررسی نظر جنگل نشینان در مورد مشکلات موجود، راه حل هایی پیشنهاد شود که خود آنان را سهیم کند.
شایسته است در قالب طرح حمایت از جنگل های کوهستانی با مشارکت جوامع محلی و با همکاری ذی نفعان دولتی، بخش خصوصی و مردم درپی رفع مشکلات برآیند.»
به گفته او طرح های مذکور طبق نمونه گیری «تصادفی طبقه ای» که طبقات را براساس میزان مشکلات موجود و میزان آسیب پذیری به
سه دسته «مناطق بحرانی»، «آستانه بحرانی» و «غیربحرانی» تقسیم می کند، بررسی می شود. در ابتدا حوزه های آبخیز مورد عملیات شناسایی می شود و سپس با انتخاب خانوارهای نمونه در آن حوزه و ثبت مشکلات آنها با تحقیق و بررسی جوانب امر، درصدد یافتن راهکار از ذی نفعان برمی آییم.
ورامش می گوید: «تاکنون
سه طرح در قالب حمایت از جنگل های کوهستانی با مشارکت جوامع محلی در بلده نور، صفارود رامسر، فشکور و ناتر چالوس مشخص شده و در حال اجراست.»
طبق آمار سازمان جنگل ها و مراتع تا پایان سال 84 از چهار میلیون و
37 هزار واحد دامی موجود در جنگل های شمال،یک میلیون و 54 هزار واحد از جنگل خارج شده است.
قاچاق چوب به دلیل آزادی واردات چوب و افزایش حفاظت جنگل از جمله آغاز به کار یگان حفاظت کاهش یافته و قاچاق کنونی درختان جنگلی بیشتر به صورت محلی است.
جنگل های 8/1 میلیون هکتاری شمال کشور دست کم دارای
120 گونه چوبی است در حالی که در قاره اروپا حدود 40 گونه گیاه چوبی وجود دارد.
منبع : روزنامه سرمایه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 16:17 توسط Moein |

 

 

  جنگل از ديدگاه عاميانه فضايي سبز و خرم براي گشت و گذار درطبيعت و از نظر اقتصادي منبعي براي تامين فراورده هاي چوبي است.     

تعريف جنگل:                                                                 

فائو جديدترين تعريفي كه در سال 2000 براي جنگل ارائه كرده است به شرح زير است:                                                          

ü    هر ناحيه اي كه داراي جنگلهاي  طبيعي و مصنوعي با شرايط زير باشد در تعريف جنگل قرار مي گيرد.                                                

ü    ميزان تاج پوشش آن در واحد سطح بيشتر از 10 درصد    

ü    مساحت آن بيشتر از نيم هكتار باشد.                              

ü    درختان قادر باشند به ارتفاع حداقل 5 متر برسند.طبق اين تعريف درختاني كه هنوز به رشد نهايي خود نرسيده و مي توانند رشد كنند  به طوري كه به 10% تاج پوشش و 5 متر ارتفاع برسند جزو جنگل محسوب مي شوند.                                            

ü    جنگل هاي احداث شده در اراضي كشاورزي و جنگل كاري هاي ايجاد شده براي توليد الوار و جنگل هاي بلوط چوب پنبه اي نيزجزو جنگل مي باشند.جنگل هاي ايجاد شده به روش اگروفارستري در اين تعريف قرار نمي گيرند.                                      

 

 

تعريف جنگل زدايي:                                                   

 تبد يل جنگل به ساير كاربري ها يا كاهش تاج پوشش درختان به زير آستانه 10% در واحد سطح را جنگل زدايي مي گويند. 

جنگل هاي جهان:

مساحت جنگل هاي موجود در جهان نزديك به 4 ميليارد هكتار يعني حدود 30% كل خشكي هاي زمين برآورد مي شود.3/2 آن در نيمكره  شمالي و 3/1 ديگر در نيمكره جنوبي است. 3/1 اين جنگل ها سوزني برگ بوده كه اختصاص به مناطق معتدله سرد و ارتفاعات دارد و 3/2 آن را جنگل هاي پهن برگ تشكيل مي دهد كه در مناطق معتدله گرم و دامنه هاي معتدل ودشت هاپراكنده اند.در مناطق معتدله مخلوطي از هر دو دسته ي پهن برگان و سوزني برگان ديده مي شود و حدود 5/1 ميليارد هكتار از اين جنگل ها تحت بهره برداري قرار دارند.متوسط سرانه ي جنگل در دنيا حدود 0.6 هكتار براورد مي شود.بيشترين سطح جنگل نيز مربوط به روسيه و برزيل مي باشد.                                                           

جنگل هاي  ايران:                                          

درحال حاضر سازمان جنگلها ومراتع و آبخيزداري كشور با تشكيل دو دفتر ستادي براي امور مربوط به جنگلهاي ايران آنها را به دو دسته جنگل هاي شمال و جنگل هاي خارج از شمال تقسيم كرده است.

جنگل هاي شمال ايران:                                               

اين جنگل ها كه به جنگل هاي رويشي هيركاني يا خزري شهرت دارند در استان هاي گيلان ،مازندران و گلستان قرار دارند.اين جنگل ها كه به بركت رطوبت ناشي از درياي خزر رشد و تكامل يافته اند به صورت نواري با طول تقريبي 800 كيلومتر و عرض 20 تا 70 كيلومتر و با مساحتي حدود 84/1 ميليون هكتار نيمرخ شمالي البرز از آستارا تا گيلداغي را در بر مي گيرند.جنگل هاي شمال متعلق به اواخر دوران سوم زمين شناسي است به همين دليل به عنوان كهن ترين جنگلهاي جهان به شمار مي روند.          

 

علل تخريب جنگل هاي شمال:                                       

1.   بهره برداري بي رويه و بيش از اندازه از جنگل  به منظور تامين چوب و سوخت توسط دامداران و جنگل نشينان و روستاهاي مجاور جنگل

2.   تاج بري و قطع سر شاخه درختان به منظور تامين خوراك دام به خصوص در زمستان.

3.   تبديل جنگل به عرصه چرا و ايجاد سراهاي دامداري و نيز تبديل زمين هاي جنگلي به زمين هاي كشاورزي.

4.   آتش سوزي هاي عمدي و غيرعمدي توسط جنگل نشينان و چوپان ها در جنگل

5.   لگد كوب شدن خاك جنگل توسط دام كه از زاد آوري جلوگيري كرده و مانع از نفوذ آب و هوا به خاك مي شود.

6.   چراي احشام بخصوص بز كه با خوردن سر شاخه نهال هاي جوان مانع از رشد آنها مي شود.

 براي جلوگيري از تخريب و حفاظت بيشتر اين منبع تجديد پذير در سال 82 هيات وزيران مصوبات و اعتباراتي را در قالب طرح صيانت از جنگل هاي شمال و طرح خروج دام از جنگل هاي شمال كشور در اختيار سازمان جنگلها و مراتع  براي اجرا قرار داد.

 

جنگل هاي خارج از شمال:

 جنگل هاي طبيعي خارج از شمال چهار ناحيه رويشي زاگرس، ارسباران، ايران توران و جنگل هاي گرمسيري سواحل جنوب را با مساحتي حدود 7/11 ميليون هكتار در بر مي گيرد.بخش اعظم جنگل هاي خارج از شمال اختصاص به ناحيه رويشي زاگرس دارد.اين جنگل ها از نظر حفاظت خاك ، تغذيه دام ، تلطيف هوا و رطوبت نسبي محيط و نفوذ پذيري آب و زيستگاه حيوانات وحشي از اهميت زيادي بر خوردارند.حساسيت و توجه بيشتر به جنگل هاي شمال كشور موجب غفلت مسئولين مربوطه به اين بخش از جنگلها شده و در نتيجه در معرض تخريب و كاهش كيفيت قرار گرفته اند.

 

 

اهميت جنگل ها و مراتع:                                          

 1- كنترل آبهاي سطحي و تغذيه آبهاي زيرزميني: در اثر فعاليت جانوران و ريشه دواندن گياهان و درختان به داخل جنگل و مرتع مقدار زيادي آب نفوذ مي كند.

2- نقش جنگل ها و مراتع در مبارزه با آلودگي هوا: جنگل ها مقدار زيادي از باكتري ها و ميكروبهاي معلق در هوا را درلاي شاخ و برگ خود رسوب مي دهند.طبق بررسيهاي دانشمندان روسيه درختان كاج، گردو، آبيس، سيبري ،بلوط،  فندق، اوكاليپتوس، ارس، افرا ،بيد، زبان گنجشك، داغداغان از خود موادي در هوا پخش مي كنند كه باعث از بين رفتن بسياري از باكتريها و قارچ هاي تك سلولي و برخي از حشرات مضر مي شود اين ماده را توكين در سال 1956 فيتونسيد ناميده است.

3- تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك:

عمل فرسايش بيشتر به وسيله آب و باد صورت مي گيرد.جنگل به كمك شاخ و برگ درختان از سرعت باد مي كاهد و با ريشه گياهان خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود.                                

4-اهميت جنگل در جلوگيري از سر و صداي محيط:       

در اين ارتباط پهن برگان چون در پاييز خزان مي كنند زياد مناسب نيستند ولي از طرفي ديگر چون سوزني برگان بيشتر در معرض خطر آتش سوزي مي باشند بهتر است كه جنگل هاي سوزني برگ و پهن برگ به صورت مخلوط با هم كاشته شود.                                          

5- اهميت جنگل و فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان:  

  جنگل ، پارك و فضاي سبز در داخل و اطراف شهرها به مردم خسته از زندگي ماشيني و سر و صداي محيط امكان استراحت و تفريح مي دهد.                                                                               

6- اثر جنگل در تعديل آب و هواي يك منطقه:               

 وجود رستني ها به خصوص جنگل در تعديل حرارت محيط مؤثر است و حرارت فصلي و روزانه سطح زمين را متعادل مي كند وباعث اعتدال آب و هوا مي گردد زيرا در تابستان قسمتي از انرژي حرارتي خورشيد را جذب كرده ، باعث تقليل حرارت زمين مي گردند و در زمستان به منزله روپوشي براي آن به شمار رفته و مانع از دست دادن حرارت آن مي گردند.

         

7- اثر جنگل ها و مراتع در تلطيف هوا:                      

به طور كلي گياهان سبز در نتيجه عمل كربن گيري مرتبا گاز كربنيك هوا را جذب نموده و گازاكسيژن را كه يك ماده حياتي براي موجودات زنده به شمار مي رود پس مي دهند.                                          

8-نقش جنگل ها و مراتع در جلوگيري از وقوع بهمن:     

 پوشش گياهي از نوع بوته اي يا بالشتكي سطوح نا همواري ايجاد كرده و خطر سقوط بهمن را كاهش مي دهد.                                        

9- نقش جنگلها و مراتع در جلوگيري از رانش زمين:      

رشد درختان در دامنه ها سبب افزايش پايداري خاك مي گردد.ريشه درختان با فرو رفتن در خاكهاي حساس به لغزش مانند ستونهايي عمل كرده و با ايجاد شبكه متراكم ريشه اي از به هم پاشيدن قطعات يا بلوكهاي لغزشي جلوگيري مي كنند.                                                      

10- نقش اقتصادي جنگل:                                       

فراورده هاي جنگلي اعم از چوب و يا ساير محصولات فرعي باعث رونق چرخه اقتصادي در سراسر جهان مي گردد.                      

11- استفاده از محصولات جنگل ها در توليد مواد دارويي و صنعتي:

علاوه بر توليد علوفه از گياهان موجود در عرصه جنگل ها و مراتع محصولات ديگري به دست مي آيد كه براي مصارف دارويي، صنعتي و خوراكي مورد استفاده قرار مي گيرند.از جمله اين محصولات نمونه هاي زير را مي توان نام برد:كنگر، ريواس، والك، موسير، گلپر، خاكشير، سماق، گزخوانسار، ميوه زرشك،آويشن، سورنجان، ثعلب، گل گاوزبان، انواع كتيرا و...                                                                                    

فوايد ديگر جنگل ها و مراتع را مي توان در حفظ ذخاير ژنتيك گياهي و جانوري، تامين غذا و مامن براي وحوش و پرندگان و بالاخره اكوتوريسم دانست.                                                                                

 منبع:کتاب هشدار« نوشته دکترمحمد خسروشاهی ومهندس قوامی »

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 1:52 توسط Moein |

شاید نتوان برای جنگل کاری در جهان، آغاز مشخصی برشمرد ولی جنگل کاری با گونه های غیر بومی، سرآغاز روشنی دارد.

قدیمی ترین سند از کاشت گیاهان غیر بومی ـ که از قضا این گیاه، یک گونه درختی/ درختچه ای است ـ سنگ نگاره هایی است با قدمتی در حدود 3500 سال که در حفاری های دیر البَحری در نزدیکی شهر تبس (Thebes) مصر به دست آمده است و حمل درخت کُندُر (Boswellia sp)را نشان می دهد.   

درحدود سال 2117 قبل از هجرت، ملکه  هَتشپسُوت (Queen Hatshepsut)، همسر توتمس  سوم  (Thothmes III) فرعون مصر، یک گروه اکتشافی 210 نفره را با پنج کشتی به سرزمین پانت(Punt) (سومالی فعلی) فرستاد

منبع :           www.fa-wikipedia.org

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 0:32 توسط Moein |

مقدمه :

در سال 1992 پس از كنفرانس زمين از ريو (Rio summit) دو مفهوم جنگلداري پايدار و مديريت اكوسيستمي در رابطه با حفاظت و مديريت جنگلها بطور موازي مورد توجه و بحث سازمانها, كنوانسيونها و محافل مرتبط با جنگلداري قرار گرفتند .

جنگلداري پايدار (Sustainable forest management) ريشه خود را در جنگلداري كلاسيك دارد و توسط بعضي از سازمانهاي بين المللي از قبيل فائو ITTO مورد حمايت و ترويج قرار گرفته است . در حاليكه مديريت اكوسيستمي
(Ecosystem management) توسط كنوانسيون حفظ تنوع زيستي (CBD) بعنوان يك چارچوب مورد قبول واقع شده است . در شرايط كنوني هم بحث بر سر تفاوتهاي اين دو مفهوم, قابليت اجرائي و كارائي آنها مي باشد . به همين جهت در اين زمينه تاكنون
بحث ها، كارگاههاي مختلف آموزشي و مطالعات زيادي صورت گرفته است . هدف اين مقاله بررسي تفاوتهاي اين دو مفهوم ميباشد كه هر دو يك هدف بلند مدت يعني حفاظت و مديريت اصولي جنگلها را دنبال ميكنند . اهميت روش و شفاف شدن اين مفاهيم در رابطه با تدوين سياست جنگل و پايش و ارزيابي حفاظت و مديريت جنگلها توسط كشورهاي مختلف است . زيرا اين دو مفهوم تاكنون دقيقاً بررسي و مقايسه نشده اند، بطوريكه گاهي افراد و سازمانهاي مرتبط با جنگلداري تصور و برداشت روشني از اين دو مفهوم ندارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 12:33 توسط Moein |

ابتدا لازم است با 2 واژه زیر آشنا شویم :

* جنگل تک گونه یا خالص جنگلی است که حداقل 90 % درختان موجود در آن از یک گونه می باشد.

* جنگل همسال یا تک سنی (Even Aged Forest) جنگلی است اختلاف سن درختان آن  کمتر از 20 سال باشد ( در اکثر منابع 20 سال ذکر شده است).

- بدترین نوع جنگل از نظر حمایت جنگل ، جنگل تک گونه همسال است زیرا که از نظر آفات ، بحث آتش سوزی جنگل تک گونه همسال شکننده ترین نوع محسوب می شود.

- همچنین جنگل تک گونه باعث پایین آمدن تنوع جانوری در آن محیط می شود چون می دانیم که بین محیط و جانوران یک کنش متقابل وجود دارد ( اصطلاحا Interaction ). مثلا می دانیم که سوزنی برگان (Conifers)  تولید لاشبرگ اسیدی می کنند که باعث می شود که فعالیت تجزیه کنندگان تحت تاثیر قرار گیرد ؛ بدین صورت که در جنگل های سوزنی برگ عموما قارچ ها تجزیه کننده غالب هستند و فعالیت باکتری ها و کرم ها کم است.

- البته مهمترین علت توجه به جنگل های تک گونه به ویژه از نوع همسال مدیریت آسان تر این نوع جنگل ها است.

- امروزه اگر تصمیم به جنگل کاری با یک گونه گرفته شد باید در حد امکان جنگل کاری کم وسعت انجام پذیرد تا مدیریت و نگهداری در آن آسان تر باشد.

منابع:

1- کتاب جنگل شناسی و پرورش جنگل دکتر مروی مهاجر

2- کتاب نگهداشت جنگل دکتر جزیره ای

3- جزوه درسی جنگلکاری و نهالستان های جنگلی دکتر احسان صیاد

4- فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی

5- خودم

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 0:50 توسط Moein |

 

مجيد سيف اللهيان*           پرويز صالحي**

مقدمه :

بهره برداري از جنگل به روش سنتي و نيز تبديل آن به اراضي مزروعي, همراه با رشد جمعيت و با هدف تأمين نيازهاي چوبي و تغذيه اي از گذشتة دور و ابتدا توسط روميهاي قديم شروع شد . مبدأ و منشأ تفكر علمي تهيه و اجراي طرحهاي جنگلداري در قالب سري و با روش كلاسيك, اروپاي مركزي بود كه هدف عمدة اين طرحها در «برداشت چوب» متمركز مي شد .

بتدريج روشهاي علمي تر ارائه و به كشورهاي ديگر تسري يافت, بطوريكه اولين طرح جنگلداري در آمريكا از صد سال قبل (1905 ميلادي) و اولين طرح جنگلداري در ايران براساس قانون جنگلها و مراتع  مصوب 1338 (هـ ش) از 45 سال پيش و با كمك فرانسويها تهيه و به اجرا در آمد .

طرحهاي جنگلداري در گذشته بر مبناي اصول «برداشت مستمر» و «بهره برداري اقتصادي» استوار بود بهمين جهت براي اقتصادي نمودن طرح و سهولت در مديريت, گرايش به همسال كردن جنگل و تك كشتي در احياء جنگلهاي مخروبه با استفاده از گونه هاي سريع الرشد بومي و غيربومي و با هدف افزايش توليد متداول گرديد .

در نتيجه اجراي روشهاي كلاسيك جنگلداري طي قرون گذشته, ناهنجاريهاي زيست محيطي و پديده هاي مخرب جنگل چون بارانهاي اسيدي و … بروز نمود كه دانشمندان علوم جنگل در اروپا براي كاهش اثرات تخريبي جنگل با تغيير نگرشي اصول جنگلداري مدرن را براي مديريت پايدار جنگل ارائه نمودند كه معروفترين آن «جنگلداري نزديك به طبيعت» و «جنگلداري با تاج پوشش دائمي» مي باشد . اين رويكردها در مقالة حاضر مورد بررسي قرار مي گيرند .

 

1-     جنگلداري نزديك به طبيعت (Close to nature forestry)

1-1-   تاريخچه

اعمال مديريت جنگلداري سنتي و كلاسيك با قدمت بالغ بر پنج قرن در اروپا شروع شده است . براثر بهره برداري متمركز از جنگل طي چندين دوره به روش قطع يكسره متوالي موجبات فقر مواد آلي و معدني خاك, لغزش و رانش زمين, تغيير مناظر زيبا و زيستگاهاي حيات وحش را فراهم وپديده هاي زيانبار زيست محيطي چون : بارانهاي اسيدي, تخريب لاية ازون, اثر گلخانه اي در زمين, افزايش درصد دي اكسيدكربن و … را در پي داشته است .

بمنظور كاهش اثرات تخريبي ناشي از اجراي جنگلداري كلاسيك و رويكرد تحول و تكامل جنگلداري مدرن و نيز به منظور پاسخگوئي به اعتراضات تشكلهاي غيردولتي طرفداران محيط زيست, جنگلبانان بدنبال راه حلهاي اصولي برآمدند كه در اين راستا «جنگلداري نزديك به طبيعت» به همين منظور پيشنهاد شده است .

«گروه كار براي جنگلداري نزديك به طبيعت» از حدود 50 سال قبل در كشور آلمان شكل گرفت و بعداً در سپتامبر 1989 «اتحادية اروپايي جنگلبانان طرفدار جنگلداري نزديك به طبيعت- Prosilva) تشكيل شده كه برخي از اعتقادات و الزامات مهم اتحاديه براي برنامه ريزي در جنگلداري مدرن در ادامه اين نوشتار مي آيد .


1-2-   اصول جنگلداري نزديك به طبيعت

 

اصل اول : شناخت ظرفيتهاي اكوسيستم هاي جنگلي :

اساس و پاية توليد در جنگل خاك آن است لذا بايد نسبت به حفظ و حاصلخيزي خاك و در صورت نياز در تقويت آن اقدام نمود. به همين جهت در جنگلداري بايد از تخريب خاك بصورت هاي لغزش و رانش, فرسايش, آبشويي عناصر و كوبيدگي خاك جلوگيري نمود . بايد از قطع يكسره وسيع, استفاده از ماشين آلات سنگين بهره برداري و حمل و نقل بويژه در زمين هاي حساس به رانش خودداري نمود . حجم سرپا را به حد مطلوب رسانده تنوع زيستي را تقويت نمود .

استقرار تجديد حيات در حد نياز مورد توجه قرار گيرد بطوريكه از نظر اكولوژيكي روند تعادل انرژي به حداكثر برسد . خوشبختانه جنگلهاي خزري شمال كشور, بدليل عدم قطع يكسره در سطوح گسترده (فقط در جنگلهاي مخروبه و با هدف تسريع در احياء) و بر هم زدن اكوسيستم هاي آن, از ظرفيت هاي بسيار بالايي برخوردار مي باشد ولي حاصلخيزي خاك جنگلهاي زاگرس در غرب كشور بدليل حاد بودن مسائل اجتماعي اقتصادي و دامداري سنتي و فرسايش شديد خاك با آسيب هاي جدي مواجه شده است.

 

اصل دوم : متناسب بودن گونه ها و ساختار توده ها با رويشگاه

هر رويشگاه ظرفيت خاصي براي تنوع گونه اي و كميت و كيفيت آن جنگل دارد, بطوريكه در رويشگاهي گونه راش از رشد بالايي برخوردار است ولي رويشگاه ديگر ممكن است براي بلوط و يا توسكا بيشتر مناسب باشد . لذا در اين نوع مديريت جنگل, بايد به نكات فوق توجه نمود . ضمناً چون مبدأ بذر در امر جنگلكاري داراي اهميت فراواني مي باشد, توصيه
مي گردد در جمع آوري بذور مختلف از پايه هاي محلي استفاده شود . هر چند ممكن است
گونه هاي غيربومي و غيرمحلي گاهي بسته به اهميت خاص و رعايت اصل پيش گيرانه در جنگلكاري بكار گرفته شوند . بعنوان مثال برخي از گونه هاي سوزني برگ (كاج تدا در جنگلهاي جلگه اي گيلان) و نيز كاج سياه و كاج جنگلي و نوئل (Picea exelsa) در رويشگاههاي مطلوب ارتفاعات بالا با اهداف بالا بردن حجم سرپا, استقرار توده هاي پيشاهنگ در رويشگاههاي تخريب يافته, افزايش تنوع گونه اي و … وارد شده اند .

 

اصل سوم : پايداري

تمام اكوسيستم هاي طبيعي داراي خصوصياتي از قبيل خودترميمي (Resiliance) تنوع زيستي و پيچيدگي (Complexity) مي باشند كه براي مديريت و دخالت در جنگل بايد به اين موارد توجه نمود و آنها را به حداكثر رساند تا پايدراي اكوسيستم تضمين گردد .

براي دست يابي پايداري مطلوب در جنگلهاي تك گزيدة هيركاني, رعايت اصول جنگلشناسي در نشانه گذاري به شيوة تك گزيني كه اهداف چند گانه و چند منظوره را در بر دارد از اهميت فراواني برخوردار است بطوريكه اين امر موجبات تقويت تنوع گونه اي, تنوع ساختاري و تنوع زيستي را فراهم خواهد نمود .

 

اصل چهارم : داشت و برداشت پايه اي از جنگل

اين اصل در حقيقت هستة مركزي جنگلداري نزديك به طبيعت است. بطوريكه برداشت و يا باقي گذاشتن هر درختي بسته به وضعيت و موقعيت آن در بين مجموعة درختان اطراف آن مورد توجه قرار مي گيرد . يعني ممكن است درختي به منظور توليد چوب در آينده يا بعنوان پرستار, توليد بذر, ارزشهاي ژنتيكي, موقعيت فيزيكي, بخاطر زيبايي يا ايجاد زيستگاه براي تقويت تنوع زيستي نگهداري شود . طبق اين اصل در برش تك گزيني پايه اي,‌ همزمان اهدافي چون رشد جنگل, بهره برداري, استقرار تجديد حيات و اصلاح ساختار توده هاي جنگلي بويژه ساختار عمودي در چندآشكوبه كردن توده ها, تعقيب مي گردد . در اين راستا تأكيد مي گردد كه تعداد كمي درخت ولي از درختان بزرگ و با ارزش برداشت شوند . اين روش باعث استمرار روند هرس طبيعي و ايجاد توده هاي ناهمسال و ميكروكليماي ثابت ميشود كه نتيجتاً توليدات و خدمات جنگل و اشتغال استمرار مي يابد .

 

اصل پنجم : دائمي بودن مسيرهاي خروج چوب

طبق اين اصل مسيرهاي چوبكشي بايد ثابت و دائمي باشد . اين امر باعث كاهش خسارات وارده به درختان سرپا و تمركز تخريب در حداقل سطح مي گردد . رعايت اين اصل در نشانه گذاري براي انتخاب درخت و جهت انداختن آن كمك مي كند, بطوريكه موجب سرعت عمل در امر خروج فراورده هاي جنگلي و كاهش خسارت به خاك جنگل و درخت مقطوعه
مي گردد .

فاصله مسيرهاي چوبكشي از يكديگر به عوامل خاص آن جنگل چون : آميختگي, سن و ارتفاع درختان, تراكم توده,‌ عوارض طبيعي, فاصله جاده ها از هم و كيفيت توليدات و نيز ماشين آلات بهره برداري بستگي دارد, كه عملاً ممكن است اين فاصله در كشورهاي اروپايي بين 20 تا 100 متر و در ايران بين 50 تا 150 متر متغير باشد . عرض مسير بستگي به عرض
ماشين آلات كشنده و سيستم بهره برداري دارد كه بايد در حداقل مورد نياز احداث شود .

 

2-     جنگلداري با تاج پوشش دائمي (Continuous cover forestry)

1-3-   تاريخچه

مبدأ و منشأ جنگلداري با تاج پوشش دائمي كشور انگلستان است, كه قطع يكسره وسيع با سطوح 10-5 هكتار در 90% از جنگلهاي تحت مديريت طرحهاي جنگلداري آن اجرا شده است . ولي در روش جنگلدراي با تاج پوشش دائمي, چنانچه سطح برش از 25/0 هكتار تجاوز نمايد, نوع برش آن قطع يكسره محسوب مي گردد و جنگل احداثي در اين سطوح همسال خواهد بود . از وقتيكه بحث درخصوص مزاياي جنگلهاي ناهمسال (از اواسط قرن 19) در اروپا رونق يافت, همزمان مسئله جنگلداري با تاج پوشش دائمي در انگلستان مطرح شد . طبق اين روش جنگلداري, همة روشهاي جنگلشناسي بايد تاج پوشش جنگل را حفظ و از قطع يكسره پرهيز نمايند . در اين رابطه نظرية مذكور (Helliwell-1997) بين سالهاي 1950 تا اوايل سال 1960 مورد آزمايش جدي قرار گرفت . اين روش جنگلداري براي مديريت چند منظوره جنگل و در جاهايي كه نقش هاي زيست محيطي, تفرجي, حفظ منظر و ساير اهداف و خدمات جنگل به اندازه توليد چوب مهم هستند, بكار گرفته ميشود . قابل ذكر است كه اين رويكرد در سالهاي اخير در ساير كشورهاي اروپايي هم طرفداراني پيدا كرده است .

 

1-4-   اصول جنگلداري با تاج پوشش دائمي

 

اصل اول : مديريت اكوسيستم هاي جنگل نه مديريت فقط درختان

در اين روش, توده هاي جنگلي بعنوان چارچوبي براي اكوسيستم هاي جنگلي محسوب مي شوند ؛ كه درختان بطور دوره اي از آن توده ها برداشت ميشوند و چشم انداز و زيستگاه حيات وحش نيز به همان اندازه از اهميت برخوردار مي باشد . در اين روش جنگلداري بايد به اثرات بهره برداري بر توده هاي جنگلي (اكوسيستم هاي جنگلي) توجه خاص نمود و ميزان برداشت هم بايد به اندازه اي تنظيم گردد كه به توده هاي جنگلي آسيب نرساند . قابل ذكر است كه اين اصل براي كلية جنگلهايي كه با هدف چند منظوره مديريت مي شوند صدق مي نمايد . بنابراين براي چند آشكوبه كردن جنگلكاريها هم مي توان از اين اصل استفاده نمود .

براي بكارگيري يك رويكرد متضمن پايداري بايد از عوامل رويشگاه, نياز گونه ها و اهداف جنگلداري ارزيابي هاي لازم معمول گردد . در نتيجه براي اعمال اين نوع مديريت در جنگلهاي شمال كشور كه با سياست هاي اتخاذ شده همخواني دارد, مطالعه و شناخت دقيق عوامل اقليمي, ادافيكي, نياز گونه ها و توده هاي جنگل و نيز اهداف طرح از اهميت خاص برخوردار است .

 

اصل دوم : استفاده از فرآيندهاي طبيعي بعنوان اساس مديريت توده هاي جنگلي

در اين روش جنگلداري, تصور بر اين است كه استفاده از فرايندهاي طبيعي, همانند تجديد حيات طبيعي در مديريت توده هاي جنگلي, پايدار تر از تجديد حيات مصنوعي (نهالكاري) و توده هاي همگن و خالص است, هر چند شواهد زيادي براي اين تفكر وجود ندارد . تجديد حيات طبيعي وسيله اي براي افزايش تنوع زيستي و تضمين استقرار مناسب گونه در رويشگاه است . قابل ذكر است كه طبق بررسي ها, مشاهدات و تجربيات نگارندگان, توده هاي جنگلي با منشأ تجديد حيات طبيعي در جنگلهاي شمال كشور, از تنوع گونه اي و پايداري بيشتري نسبت به توده هاي جنگلي دست كاشت برخوردارند .

 

اصل سوم : اقدام با توجه به محدوديت هاي رويشگاه

در صورتيكه تركيب گونه هاي جنگلي متناسب با شرايط رويشگاه باشد, فرايندهاي طبيعي هم مطلوب خواهد بود . به همين جهت از كشت گونه هاي پرنياز در رويشگاه فقير بايد پرهيز نمود . تفاوتهاي رويشگاهي موجود در هر جنگل بعنوان منشأ تنوع و ناهمگني است . در نتيجه بايد از همگن كردن جنگل يا تك كشتي خودداري نمود . در اين راستا شناخت دقيق نيازهاي اكولوژيكي گونه هاي درختي بمنظور توسعه جنگل و سازگاري گونه ها با رويشگاه, شديداً ضرورت دارد .

 

اصل چهارم : ايجاد ساختار متنوع در توده هاي آميخته

اصولاً جنگلكاريهايي كه از توده هاي خالص و همسال تشكيل ميشوند داراي ساختار منظم يك آشكوبه, رستني هاي كم كف جنگل, تعداد كمي درختان خشك و تنوع درختي محدود مي باشند . هر چند توده هاي مسن عمدتاً از تنوع ساختاري بيشتري برخوردارند . بطوريكه در ميان آنها انواع رويشگاههاي خرد (Microsites) كه آشيان هاي اكولوژيك براي گونه هاي مختلف بوجود آوردند, ديده مي شود .

از طرفي در اين توده ها, شرايط براي زادآوري طبيعي بيشتر فراهم است . هر چه توده هاي طبيعي مسن تر ميشوند, نقش هاي تفرجگاهي, بهره مندي از فوايد حيات وحش و ارزشهاي غير بازاري در اين جنگلها بيشتر مي شود .

 

بحث و نتيجه گيري :

نظر به بهره برداري با روش قطع يكسره وسيع طي چندين دوره در قرون گذشته در كشورهاي غربي (اروپاي مركزي- كشورهاي اسكانديناوي- كانادا و …) و بازكاشت گونه هاي سريع الرشد موجب فقر مواد معدني و آلي خاك, بروز پديده هاي مخرب مثل باران هاي اسيدي، كاهش تنوع زيستي, پيدايش آفات و بيماريها و … شد . لذا در مقابله با روشهاي جنگلداري گذشته و بمنظور استفاده پايدار و دائمي از توليدات و خدمات جنگل, حفظ تنوع زيستي و آب و خاك, حفظ منظر و توسعه گردشگري در طبيعت (اكوتوريسم) و غيره اعمال روشهاي جنگلداري فوق الذكر توسط دانشمندان علوم جنگل و محيط زيست پيشنهاد و حمايت مي گردد . با توجه به ساختار جنگلهاي طبيعي شمال كشور و پيشينة كم بهره برداري صنعتي از آن و سطوح كم جنگكاريها, اجراي روشهاي جنگلداري فوق در آن از جايگاه ويژه اي برخوردار است, بخصوص اينكه براي استفاده چند منظوره از اين جنگلها استعدادهاي فراواني نهفته است .



* -  عضو شورايعالي جنگل, مرتع و خاك

** - عضو شورايعالي جنگل, مرتع و خاك

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 21:8 توسط Moein |

بدینوسیله به اطلاع می­رساند که کتاب " مبانی جنگل­داری" توسط آقای دکتر ایرج حسن زاد ناورودی عضو هیئت علمی گروه جنگل­داری دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان در سال جاری (1388) به چاپ رسیده است.

لازم به ذکر است که این کتاب در هشت فصل تدوین شده و عناوین فصل­های آن شامل: کلیاتی در باره جنگل‌های ایران و جهان- مفاهیم عمومی جنگل­داري‌- ويژگي­ها و اجزاء واحد جنگل­داري‌- عمليات‌ مورد نياز در جنگل­داري‌- برنامه‌ريزي‌ در واحدهاي‌ جنگل­داري‌- روش­های جنگل­داري- جنگل­داري‌ مشارکتی - نحوه تهيه طرح جنگل­داری و تشریح عملیات اجرایی در جنگل است. این کتاب  براساس‌ سرفصل‌ دروس ‌جنگل­داري‌(1) و (2) براي‌ دانشجويان‌ دوره‌ کارشناسی رشته‌ جنگل­داري‌ تدوين‌ شده‌ است.

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 3:26 توسط Moein |

درجه حرارت لازم براي احتراق مواد سختي جنگل به طور تقريب از 260 الي 400 درجه سانتي

گراد مي باشد. احتراق غالباً بطول زماني كه ماده سوختني در معرض حرارت قرار گرفته بستگي

دارد . مثلاً برگهاي سوزني خشك در اثر حرارت حاصله از كبريت مشتعل در طي چند ثانيه و

برگهاي سوزني مرطوب در مدت چند دقيقه مشتعل مي شوند .

آتش سوزي مجدد حريقهائي كه ظاهراً خاموش شده اند : عامل مهم در آتش سوزي مجدد ، حرارت

است اگر چه شعله و دود در آتش سوزيهاي خاموش شده مشاهده نمي شود ولي اگر حرارت زياد

آن از بين نرفته باشد حريق مجدداً توليد خواهد شد . اين قبيل آتش سوزيها غالباً در نقاطي كه

مواد سوختني مدت قابل ملاحظه اي تحت تأثير حرارت قرار گيرد رخ مي دهد.

شيب كوهستان تأثير زيادي در انتقال حرارت بوسيله تشعشع به مواد سوختني موجود در قسمت

بالا و پائين محل حريق دارد.

بدين معني مواد سوختني موجود در قسمت بالاي محل حريق بيش از مواد موجود در قسمت

پائين آن حرارت جذب مي نمايند .

بهمين علت است كه حريق در كوهستان سريعتر از زمين مسطح توسعه مي يابد.

 

شدت و سرعت توسعه آتش سوزي بستگي معكوس برطوبت ماده سوختني دارد.

رطوبت مواد سوختني بهترين علامت و معرف قابليت اشتعال جنگل مي باشد. بطوركلي هر گاه

رطوبت مواد سوختني بيش از 30 درصد باشد جنگل تقريباً از آتش سوزي ناشي از اثر كبريت

مشتعل و ته سيگار و. . . مصون مانده و در صورتيكه رطوبت مواد سوختني كمتر از سي درصد باشد

عوامل بيشتري مي تواند سبب آتش سوزي در آنها بشوند و اگر رطوبت ماده سوختني به 6 درصد

ويا كمتر از آن برسد تمام عوامل و منابع احتراق خطرناك بوده و باعث بروز آتش سوزي در آنها مي

گردند.

در جنگلهاي كم پوشش مواد سوختني در معرض تابش آفتاب قرار داشته و بالطبع درجه حرارت

آنها از مواد سوختني كه در جنگلهاي انبوه يعني در سايه قرار دارند بيشتر مي باشند.

در بعضي از نقاط حرارت آفتاب از تخته سنگها و يا از زمينهايي كه داراي رنگ روشن مي باشند

منعكس گرديده  در بعضي مواقع از لوازم بجا مانده مانند شيشه ، فلز و . . سبب افزايش درجه

حرارت مواد سوختني مجاور مي شود

شدت آتش سوزي

نوع درختان جنگل در شدت يا كاهش آتش سوزي تأثير دارد ، به طورمثال شدت آتش سوزي

بيشتر از درختاني است كه برگ پهن دارند . به همين جهت است كه از « سوزني برگ » درختان

درختان پهن برگ به منظور آتش بر سبز در جنگل هاي سوزني برگ استفاده مي كنند ، به طوري

كه در اطراف قطعاتي از جنگل سوزني برگ درختان پهن برگ مي كارند .

عمل لکه گیری بعد حریق

پس از آنكه آتش سوزي جنگل مهار شد لازمست از قسمتهائيكه سوخته شده بازديد بعمل آمده ،

هر درختي را كه هنوز در حال سوختن مي باشد خاموش نمود ودر صورت لزوم آنها را قطع كرد .

كنده هاي درختان و شاخ و برگي را كه همچنان درحال سوختن مي باشد بايد خاموش كرد.

منبع:جزوه آتش سوزي در پاركهاي جنگلي حسين مرتضوي

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 4:8 توسط Moein |

الف) انواع آب و هواي مرطوب از ديدگاه خاک شناسي:
  
   1- آب و هوايي که داراي خصوصيات شمالي است: ( به عقيده کپن، آب و هواي آن در زمستان سرد و مرطوب است ) در اين نوع آب و هوا با اينکه نزولات جوي خيلي کم است باز هم خاک داراي رطوبت زياد است و اختلاف درجه حرارت بين فصل سرد و گرم بسيار زياد است. در قسمتهاي شمالي و مرکزي منطقه اي که داراي اين تيپ آب و هوا است، جنگل سوزني برگ وجود دارد.
  
   2- آب و هواي معتدل: (به عقيده کپن، اين آب و هوا، کم مرطوب است ) در اين آب و هوا رطوبت زياد و اختلاف درجه حرارت بين روز شب و زمستان و تابستان کم است. باران در تمام فصول مي بارد. در قسمتهاي کوهستان، جنگلهاي مخلوط آلش و کاج وجود دارد.
  
   3- آب و هواي مرطوب حاره اي: مربوط به جنگلهاي هميشه سبز مناطق حاره و مجاور حاره است.

 

ب) پدوزول:
  
   1- پدوزولهاي نمونه شمالي:
   اين خاکها در زير جنگل وزني برگ شمالي تشکيل شده است. رطوبت آنجا نسبت به منطقه چرنوزيم خيلي بيشتر است. کربنات و بازها بر اثر رطوبت زياد شسته شده، به افقهاي تحتاني منتقل گرديده، از اين رو بافت خاک بسيار نامرغوب و محيط خاک اسيدي شده است. افق B پدوزول، ليموني سفت و به رنگ قهوه اي است. افق A به سه افق فرعي A0، A1 و A2 تقسيم مي شود. رنگ افق A بعلت شسته شدن هوموس و افزايش درجه اسيدي خاک و تخريب رس روشن است. نسبت کربن به ازت آن زياد و در حدود 20 تا 30 است. اکسيدهاي آهن و آلومينيوم ضمن تشکيل پدوزول به از افقهاي سطحي به افق B انتقال مي يابد. اين خاکها در روسيه، اروپاي شمالي و آمريکاي شمالي گسترش دارند.
   شرح افقهاي پدوزول:
   A0: بقاياي گياهان جنگلي، بي شکل، قهوه اي سرخ تيره، طبقه طبقه با ضخامت 2 تا 5 سانتيمتر.
   A1: خاکستري تيره، هوموسي، بافت دانه اي مجزا، ضخامت 1 تا 5 سانتيمتر، PH در حدود 5/4.
   A2: خاکستري روشن، ماسه اي، داراي مقدار زيادي کوارتز، فقيرترين افق از لحاظ اسيد سيليسيک، اکسيد آهن و آلومينيوم و PH در حدود 2/4 تا 7/4.
   B: رنگ مشابه زنگ آهن، داراي اکسيد اهن و آلومينيوم.
  
   2- شبه پدوزولها:
   اين خاکها در کشورهاي مجاور مناطق حاره که داراي رطوبت زياد هستند مثل اندونزي، برخي نواحي استراليا و چين و جنوب غربي آمريکا تشکيل مي شود. اين خاکها داراي مشخصات زير هستند:
   رنگ پريده، واکنش اسيدي، پوشش هوموسي ضخيم، بعلت اينکه بخشهاي زيرين اين خاک تحت تاثير آب قرار دارد، بايد آن را جزو خاکهاي اسيدي که تحت تاثير آب ذخيرهتشکيل شده و داراي افق رنگ پريده است محسوب داشت.
  
   3- پدوزولهاي ثانويه:
   اين خاکها در اثر دخالت انسان، از تيپهاي ديگر خاک منتج مي شود.مثلا در آلمان در اثر تخريب جنگلهاي پهن برگ طبيعي از خاک قهوه اي بوجود آمده است. فرقهاي اساسي اين خاک با پدوزولهاي طبيعي عبارتند از:
   مشخص بودن افق A در نوع ثانويه، اسيديته بالاتر خاک بين 3 تا 5/3، نبود لايه فرعي A1
  
   4- پدوزولهاي اصلاح شده:
   اين عمل توسط انسان و بر روي پدوزولهاي طبيعي صورت گرفته است. اين پدوزولها بر اثر از بين رفتنيک اجتماع گياهي مصنوعي بوسيله يک اجتماع گياه طبيعي يا بوجود آمدن علفزار، بجاي جنگل بوجود مي آيد.
  
  
   ج) خاکهاي نواحي مجاور قطبي:
   از خصوصيات اين خاکها، آب و هواي توندايي، رطوبت زياد هوا، باران کم و ابر زياد است.در برخي نواحي و بطور محلي خاک خشک و گرم است ولي در بيشتر مواقع غالبا در تمام طول سال يخ بسته است. پوشش گياهي در اين محلها محدود به انواع بعضي از درختان کوتاه قد ( بتولا و ساليکس )، خزه و گلسنگها است. ضخامت نيمرخ خاک در اين مناطق از چند سانتي متر تجاوز نمي کند. بعلت تجزيه کم مواد آلي در اين مناطق، هوموس آنها نسبتا زياد است. بعلت پوشش گياهي کم خاک آنجا بيشتر تحت تاثير فرسايش قرار مي گيرد. اين خاکها در سيبري، کاناداي شمالي و آلاسکا گسترش دارند.

منبع : پایگاه داده های علوم زمین

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 1:45 توسط Moein |

بعضي از جنگلها با دخالت پاره اي از عوامل مخرب ، در معرض تخريب كلي يا جزئي قرار مي گيرند . اين عوامل ممكن است ناشي از گياهان ، جانوران و يا خود انسان بوده و يا حاصل شرايط اقليمي ويژه اي باشند .

ولي چيزي كه مهم است اين است كه تقريباٌ تمامي جنگلها كم وبيش با خطر تخريب و نابودي تهديد مي گردند امري كه در اثر رفتارهاي نادرست و استفاده هاي بي رويه بهره برداران حاصل گرديده و كسي هم جز خود آنان قادر به نجات جنگل نيست .

استفاده از جنگلها و مراتع براي تغذيه دام و چراي بي رويه از آنها ، تخريب جنگلها و تغير كاربري اين زمينها ، استفاده از چوب جنگلها جهت سوخت و .... همه و همه در دراز مدت باعث فقير شدن اراضي كشور و استان از اين منابع خدادادي گرديده است . حال براي كاهش سرعت تخريب اين منابع عظيم ملي لازم است كه دست به دست هم در جهت حفظ و حمايت از آنها گام برداريم در اين زمينه ابتدا بايد به روشهاي حفاظتي احتياطي مبادرت ورزيد . مخلوط گونه ها و روش بهره برداري از اهميت اساسي برخوردار هستند . يك جنگل سالم و نيرومند ، در مقابل دشمنان خود بهتر مقاومت مي نمايد فلذا اقدامات ويژه معمول در اين جنگل نيز تاثير جالب توجهي دارند . نكته مهم تر آن كه بايد در جهت حفظ منابع طبيعي در بين روستائيان فرهنگ سازي گردد . به هر حال برخي از راههاي حفاظت و حمايت از جنگلها به شرح زير مي باشد :

 

1- حفاظت از جنگل در مقابل اعمال زيان آور انسان :

انسان وسايل يا روشهاي مختلفي براي تخريب يا تضعيف يك جنگل در اختيار دارد . آتش سوزي يكي از اين روشها بشمار مي رود . روش ديگر قطع پايه هاي شاخه زا ، قطع درختان جهت مصرف چوب ، تجهيزاتي كه گردشگران از آنها در جنگلها استفاده مي نمايند كه در اين زمينه بايد به آنها آموزشهاي مناسب داده شود .

 

2- حفاظت از جنگل در مقابل آتش :

آتش خطرناك ترين دشمن جنگل مي باشد . يك آتش سوزي محدود نيز همواره خسارات قابل ملاحظه اي را موجب مي گردد . بطوريكه ممكن است حتي تخريب نهايي و كلي از آن ناشي گردد . متاسفانه سطوح آتش سوزي از سالي به سال ديگر در حال افزايش است و بر عكس سطوح سبز از سالي به سال ديگر كاهش مي يابد . علل آتش سوزي را به طور كامل مشكل مي توان تعين كرد ، ولي انسان تقريباٌ همواره بطور مستقيم يا غير مستقيم از قبيل بي احتياطي ( هيزم شكن ها ، استعمال كننده هاي دخانيات ، توريستها ، چوپانها و غيره ) در ايجاد اين آتش سوزي ها نقش دارد .

 

3- حفاظت از جنگل در مقابل جانوران :

الف ) حفاظت در برابر حشرات :

حشرات متعددي به درختان حمله مي كنند اين حملات ممكن است درختان را معيوب يا ضعيف ساخته و يا حتي از زندگي ساقط نمايند .

 

ب ) حفاظت در مقابل جانوران شكاري :

خرگوش پرخور و پرزاد ولد از زيان آورترين جانوران شكاري بشمار مي رود . اين جانور تقريباٌ كليه جست ها ، نهالهاي بذري يا نهالهاي وارده را از بين مي برد . گوزن و شوكا شاخه هاي جوان را گاهي تا ارتفاع قابل ملاحظه اي مي خورند .

 

ج ) حفاظت از جنگل در مقابل چراي حيوانات اهلي :

چراي بي رويه همواره مضر است . بطور كلي هر دامي در جستجوي علف و همچنين شاخه ها هاي جوان چوبي مي باشد . بنابراين خسارت وارده بويژه در توده هايي كه در مرحله زاد آوري يا تجديد جواني بسر مي برند بسيار خطرناك است . علاوه بر آن پايكوبي زياد دامها خاك را بنحوي فشرده و سفت مي سازد كه خاك نيروي جذب آب باران را از دست مي دهد .

 

4 ) حفاظت از جنگل در مقابل گياهان :

الف ) حفاظت در مقابل رقابت زيستي :

از اين رقابت به عنوان (( مبارزه براي زيستن )) نيز ياد مي شود . كه در بين درختان حكفرما است . رقابت زيستي به يك انتخاب طبيعي منجر مي گردد كه ممكن است با انتظارات مالك متناسب نباشد . در نتيجه هدف از آزاد كردن نهالها ، عمليات پاك كردن و برش ، هرس  و .... هدايت انتخاب طبيعي به سمت دلخواه ما است .

 

ب ) حفاظت در مقابل گياهان انگلي يا زيان آور :

گياهاني چون پيچ امين الدوله و شقايق پيچ بشكل مارپيچ به دور تركه هاي جوان پيچيده و لايه زاينده را خفه مي سازند و در نتيجه تركه هاي به شكل منگنه معيوب مي گردند . تورم تنه در بعضي از بلوط هاي دانه زا  نيز از پديده بالا ناشي مي گردد . مبارزه با گياهان بالا رونده بسيار آسان بوده و فقط كافي است كه آنها را قبل از ظهور عيوب مربوطه قطع كرد .

 

ج ) حفاظت در مقابل قارچهاي انگلي :

قارچهاي متعددي تنه ، شاخه ، برگ و ريشه هاي درختان را مورد حمله قرار مي دهند . حمله آنها ممكن است كليه يا قسمتي از چوب را معيوب ساخته و به مرگ يا ضعف درختان منجر گردد

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 1:37 توسط Moein |

مطالب قدیمی‌تر